سلامت روان و آرامش

ذهن‌آگاهی برای مبتدیان بدون شعارهای پیچیده

ذهن‌آگاهی را می‌توان با چند دقیقه توجه ساده شروع کرد؛ بدون چهارزانو نشستن طولانی، بدون وعده درمان فوری و بدون شعارهای پیچیده

تمرین ساده ذهن‌آگاهی و تنفس آگاهانه کنار پنجره
در یک نگاه

ذهن‌آگاهی را می‌توان با چند دقیقه توجه ساده شروع کرد؛ بدون چهارزانو نشستن طولانی، بدون وعده درمان فوری و بدون شعارهای پیچیده

«ذهن‌آگاهی» این روزها همه‌جا هست؛ در استوریِ اینستاگرام، در حرفِ دوستی که تازه آرام‌تر به‌نظر می‌رسد، در تبلیغِ اپی که «آرامشِ ذهن در هفت روز» را وعده می‌دهد. اما همین‌که می‌خواهی بفهمی دقیقاً یعنی چه و باید از کجا دست به کار شوی، لای انبوهی شعارِ مبهم و کلماتِ قلمبه گیر می‌کنی. اگر دنبالِ معجزه نیستی و فقط یک توضیحِ صادق به‌علاوهٔ یک قدمِ اولِ روشن می‌خواهی، درست همین‌جایی. قرار نیست کسی سبکِ زندگی‌ات را عوض کند؛ قرار است یک مفهومِ ساده را به تمرینی چنددقیقه‌ای برگردانیم که همین امشب می‌شود شروعش کرد. ذهن‌آگاهی برای مبتدیان دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: از اینکه اول بفهمیم اصلاً با چه‌چیزی طرف هستیم.

توجهِ آگاهانه یعنی همین‌جا حاضرشدن، نه فرار از فکرها

به تعریفِ سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS)، ذهن‌آگاهی یعنی توجهِ آگاهانه و بدونِ قضاوت به لحظهٔ حال؛ اینکه عمداً «متوجه» شوی همین حالا چه چیزی در بدن، در نفس و در ذهنت می‌گذرد. کلیدِ ماجرا در همین کلمهٔ «متوجه‌بودن» است و فرقش با «فکرنکردن» از زمین تا آسمان. وقتی حواست جمعِ گرمای فنجانی است که در دست گرفته‌ای، تلاش نمی‌کنی جلوی فکرها را بگیری؛ فقط همین‌جا، کنارِ همین فنجان، حاضر می‌شوی. فکرها سرِ جایشان می‌آیند و می‌روند، اما تو به‌جای اینکه سوارِ هرکدام شوی و دنبالش کشیده شوی، صرفاً می‌بینی‌شان. به بیانِ دیگر، توجهِ آگاهانه پاک‌کردنِ صفحهٔ ذهن نیست، بلکه تماشای همان چیزی است که روی صفحه در جریان است، بی‌آنکه با آن گلاویز شوی.

این تفاوتِ ظریف در عمل تعیین‌کننده است. خیلی‌ها همین‌که می‌شنوند باید «در لحظه باشند»، تصور می‌کنند یعنی ذهنشان باید کاملاً ساکت شود؛ بعد چند دقیقه تلاش می‌کنند، می‌بینند فکرها همچنان می‌آیند، و نتیجه می‌گیرند که «برای این کار ساخته نشده‌اند». حال آنکه اصلِ تمرین اتفاقاً همان لحظه‌ای است که متوجه می‌شوی ذهنت جای دیگری رفته و آرام برش می‌گردانی.

ذهنِ ما مدام میانِ گذشته و آینده پرسه می‌زند

اگر یک ساعت حواست را به خودِ ذهنت بدهی، می‌بینی که کمتر لحظه‌ای واقعاً «اینجا»ست. ذهنِ ما به عادت سراغِ نشخوارِ فکری می‌رود: بارها گذشته را مرور می‌کند، جمله‌ای را که دیروز باید می‌گفتی از نو می‌سازد، یا نگرانِ قرار و قسطِ فردا می‌شود. همین رفت‌وآمدِ دائمی بینِ دیروز و فردا است که بدن را در حالتِ آماده‌باشِ استرس نگه می‌دارد.

این سرگردانی به‌خودیِ‌خود عیب نیست؛ ذهن برای همین ساخته شده که مدام نقشه بکشد و مرور کند. مشکل آنجا پیدا می‌شود که این نشخوار بی‌وقفه ادامه پیدا کند و ما بی‌آنکه بخواهیم، ساعت‌ها در دیروز و فردا زندگی کنیم و از خودِ لحظه‌ای که در آن هستیم جا بمانیم. تمرینِ تمرکز بر لحظه درست همین چرخه را هدف می‌گیرد. یاد می‌گیری فکر را ببینی، در دلت اسمی رویش بگذاری — مثلاً «نگرانی» یا «برنامه‌ریزی» — و بی‌آنکه دنبالش راه بیفتی، رهایش کنی. تصور کن گوشهٔ خیابان ایستاده‌ای و ماشین‌ها یکی‌یکی از جلویت رد می‌شوند؛ لازم نیست سوارِ هیچ‌کدام شوی، فقط تماشا می‌کنی که می‌آیند و می‌روند. فکرها هم همین‌اند. هر بار که این «دیدن و رهاکردن» را تکرار می‌کنی، به بدنت پیام می‌دهی که خبرِ فوری‌ای در کار نیست، و به‌مرور پاسخِ استرسِ بدن کمی آرام‌تر می‌شود. این چیزی نیست که یک‌شبه اتفاق بیفتد، اما جهتش روشن است.

چند دقیقه تمرکز بر نفس، سرآغازِ واقعیِ این کار است

خبرِ خوب این است که برای شروع به هیچ ابزار، کلاس یا فضای خاصی نیاز نداری. توصیهٔ سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS) هم ساده است: کوچک شروع کن، چند دقیقه در روز، و تمرکزت را بگذار روی نفس‌کشیدن. نفس به این دلیل نقطهٔ خوبی برای شروع است که همیشه همراهت است و همیشه در «حال» جریان دارد؛ کافی است سراغش بروی.

یک تمرینِ سادهٔ چنددقیقه‌ای می‌تواند این‌طور باشد:

  1. جایی راحت بنشین، روی صندلی یا زمین، با کمری که نه خشک است و نه کاملاً ول.
  2. چشم‌هایت را ببند یا نگاهت را نرم و بی‌هدف به نقطه‌ای بینداز.
  3. توجهت را ببر روی نفس؛ همان‌جا که ورودِ هوا را واضح‌تر حس می‌کنی، نوکِ بینی یا بالاوپایین‌رفتنِ شکم.
  4. چند نفس را فقط تماشا کن، بی‌آنکه بخواهی عمیق‌ترش کنی یا تغییرش دهی.
  5. هر وقت دیدی ذهنت جای دیگری رفته، آرام و بی‌سرزنش برش گردان به نفس.

همین. لازم نیست بیست دقیقه دوام بیاوری؛ سه تا پنج دقیقه برای هفتهٔ اول بس است. بهترین وقتش هم می‌تواند دمِ خواب باشد، وقتی سرت روی بالش است و ذهنت تازه افتاده روی کارهای فردا؛ چند دقیقه تنفسِ آگاهانه در آن لحظه هم تمرین است و هم کمکی به فرونشستنِ شلوغیِ ذهن. ذهن‌آگاهی برای مبتدیان قرار نیست پیچیده‌تر از این باشد.

پرت‌شدنِ ذهن شکست نیست؛ همان بازگرداندن، خودِ تمرین است

اینجا مهم‌ترین سوءتفاهمِ تازه‌واردها را باید صاف کرد. وقتی وسطِ تمرین می‌بینی ذهنت رفته سراغِ لیستِ خرید یا بحثِ دیروز، این نشانهٔ بدبودنِ تو در این کار نیست؛ این خودِ کار است. مغز طوری ساخته شده که سرگردان شود، و قرار هم نیست جلوی این را بگیری. کاری که تمرین می‌کنی فقط این است که هر بار متوجهِ این سرگردانی شوی و توجهت را، بی‌عتاب و آرام، برگردانی سرِ نفس.

اگر بخواهم تشبیهی بیاورم، این بازگرداندنِ توجه مثلِ حرکتی است که یک عضله را قوی می‌کند: هر بارِ بازگشت، یک تکرارِ تمرینی به‌حساب می‌آید. پس آن لحظه‌ای که با خودت می‌گویی «ای وای، باز حواسم پرت شد» را به‌چشمِ شکست نبین؛ دقیقاً همان لحظه است که داری تمرین می‌کنی. هرچه با خودت مهربان‌تر باشی و کمتر سرزنش کنی، این عادت راحت‌تر جا می‌افتد.

از فنجانِ چای تا یک تمرینِ صوتیِ فارسی، فرصتِ تمرین کم نیست

زیباییِ این تمرین آنجاست که برای انجامش لازم نیست وقتِ جداگانه بگذاری؛ می‌توانی آن را لای کارهای روزمره جا بدهی. ما ایرانی‌ها رابطهٔ خاصی با چای داریم، اما اغلب استکان را همراهِ گوشی و خبرها سر می‌کشیم و اصلاً نمی‌فهمیم کِی تمام شد. همین چای می‌تواند اولین تمرینت باشد: یک استکان را بی‌گوشی و با حواسِ جمع بنوش و فقط گرمای استکان در دست، بو و مزهٔ جرعهٔ اول را دنبال کن.

به‌جای دنبال‌کردنِ شعارهای پیچیده و اصطلاح‌های قلمبه، می‌توانی از اپ‌ها و فایل‌های صوتیِ سادهٔ فارسی هم کمک بگیری؛ صدایی که قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ات کند، در روزهای اول خیلی راه را هموار می‌کند و نمی‌گذارد سردرگم شوی که «حالا باید دقیقاً چه کنم». مهم این است که راهنما ساده و بی‌ادعا باشد و همان تمرینِ چنددقیقه‌ایِ نفس را به تو بیاموزد، نه اینکه تو را دنبالِ وعده‌های بزرگ بکشاند. جدولِ زیر چند موقعیتِ آشنای روزمره را نشان می‌دهد و اینکه در هرکدام حواست را دقیقاً به چه بسپاری:

موقعیتِ روزمرهچه‌چیزی را با حواسِ جمع «متوجه» شومدتِ کافی
نوشیدنِ چایگرمای استکان در دست، بوی چای، مزهٔ اولین جرعه۲ تا ۳ دقیقه
پیش از خواببالا و پایین‌رفتنِ سینه با هر دم و بازدم۳ تا ۵ دقیقه
پیاده‌رویِ کوتاهتماسِ کفِ پا با زمین و صدای قدم‌ها۵ دقیقه
انتظار پشتِ چراغ‌قرمزسه نفسِ آرام و شُل‌کردنِ شانه‌هاحدودِ ۱ دقیقه
شست‌وشوی ظرفگرمای آب و حرکتِ دست‌ها۲ دقیقه

هیچ‌کدام از اینها به بیش از چند دقیقه نیاز ندارد، و همین لحظه‌های کوتاه وقتی روزبه‌روز تکرار شوند، خودشان تمرینِ اصلیِ تو می‌شوند.

سه تصورِ رایج که مسیرِ شروع را سخت‌تر می‌کنند

بخشِ زیادی از سردرگمیِ روزهای اول از چند باورِ غلط می‌آید که بهتر است همین‌جا کنار گذاشته شوند:

  • «ذهن‌آگاهی یعنی خالی‌کردنِ ذهن.» نه. هدف این نیست که هیچ فکری نداشته باشی — که اصلاً شدنی هم نیست. فکرها می‌آیند؛ کارِ تو فقط این است که درگیرشان نشوی و هر بار توجهت را برگردانی.
  • «باید ساعت‌ها چهارزانو بنشینی.» لازم نیست. چند دقیقه روی یک صندلیِ معمولی، یا حتی حینِ پیاده‌رویِ آرام، کاملاً کافی است. حالتِ نشستن مهم نیست؛ حاضربودنِ حواس مهم است.
  • «فوری اضطراب را برطرف می‌کند.» این‌طور نیست. اثرِ این تمرین تدریجی است و مثلِ هر مهارتِ دیگری به تکرار احتیاج دارد؛ انتظارِ نتیجهٔ آنی بزرگ‌ترین دلیلِ دلسردی در روزهای نخست است.

قوّتِ شواهد از موضوعی به موضوعِ دیگر فرق می‌کند

صداقت اینجا مهم است. طبقِ سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS)، برنامه‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند به کاهشِ نشانه‌های استرس و اضطراب کمک کنند، اما این تمرین درمانِ همه‌چیز نیست و قوّتِ شواهد از موضوعی به موضوعِ دیگر تفاوت دارد. یعنی نه آن‌قدر بی‌خاصیت است که صرفاً یک مدِ زودگذرِ اینستاگرامی باشد، و نه آن معجزه‌ای که بعضی تبلیغ‌ها نشانش می‌دهند. اگر با همین نگاهِ واقع‌بینانه سراغش بروی — به‌چشمِ مهارتی که کم‌کم آرامشِ ذهن را تمرین می‌دهد و نه قرصی که یک‌شبه اثر کند — احتمالِ اینکه ادامه‌اش بدهی و واقعاً از آن بهره ببری بیشتر می‌شود.

جایی که این تمرین به‌تنهایی کافی نیست

یک مرزِ مهم را باید روشن بگویم. اگر با اضطراب یا افسردگیِ پایدار دست‌وپنجه نرم می‌کنی، یا سابقهٔ ضربهٔ روانی داری، توجهِ آگاهانه برایت یک مکمل به‌حساب می‌آید و نمی‌تواند جای درمانِ اصلی را بگیرد. در بعضی افراد، تمرکزِ طولانی روی افکار و احساسات به‌جای آرام‌کردن، آزارنده می‌شود و حال را بدتر می‌کند؛ برای همین بهتر است در این شرایط تمرین زیرِ نظرِ یک درمانگر پیش برود. اگر چنین وضعیتی داری، پیش از شروع یا ادامهٔ تمرین با پزشک مشورت کن تا مطمئن شوی مسیرِ درستی را انتخاب کرده‌ای.

در نهایت، بهترین کاری که می‌توانی بکنی این است که همین امشب، پیش از خواب، فقط دو سه دقیقه نفس‌هایت را تماشا کنی و هر بار که ذهنت پر کشید، بی‌سروصدا برش گردانی. نه هدفِ بزرگی لازم است، نه ابزارِ خاصی؛ فقط تصمیمی کوچک و تکرارِ روزانه. آرامشِ ذهن یک‌شبه ساخته نمی‌شود، اما با همین قدم‌های کوتاه، هفته‌به‌هفته دست‌یافتنی‌تر می‌شود.

پرسش‌های پرتکرار

بعد از هفتهٔ اول، مدت تمرین را چطور بیشتر کنم؟
اگر سه تا پنج دقیقه برایت قابل‌تحمل و منظم شده، هر چند روز فقط یکی دو دقیقه به آن اضافه کن. برای خیلی از مبتدی‌ها رسیدن به حدود ۱۰ دقیقه در روز هدفی عملی‌تر از تمرین‌های طولانی است. اگر با بیشترکردن زمان بی‌قرار یا کلافه می‌شوی، همان مدت کوتاه‌تر را نگه دار
اگر چند روز تمرین را فراموش کنم، باید از اول شروع کنم؟
نه؛ ذهن‌آگاهی مسابقهٔ زنجیرهٔ بی‌نقص نیست. همان روزی که یادت افتاد، با یک تمرین کوتاه برگرد و لازم نیست زمان ازدست‌رفته را جبران کنی. سخت‌گیری زیاد معمولاً ادامه‌دادن را سخت‌تر می‌کند
اگر وسط تمرین خوابم ببرد، یعنی تمرین بی‌فایده بوده؟
خواب‌آلودگی، به‌خصوص آخر شب، اتفاق عجیبی نیست و به معنی شکست نیست. اگر هدفت تمرین هوشیارانه‌تر است، زمانش را به ساعتی منتقل کن که خیلی خسته نیستی یا به‌جای درازکشیدن، نشسته تمرین کن. اگر مشکل اصلی بی‌خوابی یا خواب‌آلودگی شدید روزانه است، بهتر است آن را جداگانه با پزشک مطرح کنی
اگر تمرکز روی نفس حالم را بدتر کند، چه کار کنم؟
بعضی‌ها با تمرکز مستقیم روی نفس مضطرب‌تر می‌شوند؛ در این حالت می‌توانی توجهت را روی تماس پا با زمین، صداهای اتاق یا لمس یک شیء ساده بگذاری. تمرین را کوتاه کن و مجبور نیستی همان روش را ادامه بدهی. اگر ناراحتی شدید، تکرارشونده یا همراه با خاطرات آزاردهنده است، ادامهٔ تمرین را با درمانگر یا پزشک هماهنگ کن
ذهن‌آگاهی برای کودکان و نوجوانان هم مناسب است؟
برای کودکان و نوجوانان بهتر است تمرین خیلی کوتاه، ساده و بی‌اجبار باشد؛ مثلاً یک دقیقه گوش‌دادن به صداهای اطراف یا توجه به حس پاها روی زمین. انتظار تمرکز طولانی از کودک واقع‌بینانه نیست و نباید تمرین به تنبیه یا تکلیف سنگین تبدیل شود. اگر کودک اضطراب شدید، افسردگی، حملات ترس یا تجربهٔ آسیب‌زا دارد، راهنمایی متخصص سلامت روان مهم‌تر از تمرین خانگی است

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ سلامتی شما
بازبینی محتواییبازبینی‌شده توسطِ تیمِ تحریریهٔ «سلامتی شما» بر پایهٔ منابعِ معتبرِ علمی

این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستی‌آزمایی شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط

سلامت روان و آرامش

تفاوت اضطراب و استرس در زندگی روزمره

استرس بیشتر به یک فشار مشخص مثل امتحان، ترافیک یا ضرب‌الاجل وصل است و با عبور از آن آرام‌تر می‌شود؛ اضطراب از نگرانی ماندگار و رو‌به‌آینده نیرو می‌گیرد و گاهی بدن را بی‌خطرِ روشن هم در حالت هشدار نگه می‌دارد

⏱ 11 دقیقه مطالعه