سالمندی سالم

پروتئین و حفظ عضله در سالمندی

پروتئین سالمندی: مسئله‌ای واقعی در بدن و زندگی روزانه پروتئین و حفظ عضله در سالمندی برای کسی مهم می‌شود که دنبال پاسخ کوتاه اما قابل اعتماد است، نه نسخه عجیب و نه وعده قطعی

مرد سالمند در خانه با تمرین کش مقاومتی و وعده پروتئینی
در یک نگاه

پروتئین سالمندی: مسئله‌ای واقعی در بدن و زندگی روزانه پروتئین و حفظ عضله در سالمندی برای کسی مهم می‌شود که دنبال پاسخ کوتاه اما قابل اعتماد است، نه نسخه عجیب و نه وعده قطعی

پدرِ هفتادساله‌ای که تا چند سال پیش بی‌فکر و راحت از پله بالا می‌رفت، حالا کف دست را روی زانو می‌گذارد تا از صندلی بلند شود. بیشتر خانواده‌ها این صحنه را «پیریِ طبیعی» می‌بینند و از کنارش رد می‌شوند، اما پشتِ آن سستی معمولاً ماجرایی پنهان است که می‌شود عوضش کرد: عضله دارد کم‌کم آب می‌رود و بدن نه خوراکِ کافی برای ساختنش می‌گیرد و نه محرکِ لازم را. خبر خوب این است که این روند نه حتمی است و نه یک‌طرفه؛ با دو اهرمِ ساده — پروتئینِ کافی و درست‌پخش‌شده در طول روز، در کنار تمرینِ قدرتیِ ملایم — می‌شود جلوی بخش بزرگی از این افت را گرفت و حتی مقداری از آن را جبران کرد. این نوشته برای همان سالمند و برای فرزند یا همسری است که نگرانِ لاغرشدن و بی‌جان‌شدنِ اوست و دنبال یک عدد و یک کارِ مشخص می‌گردد.

چرا عضلهٔ سالمند به همان پروتئینی که در جوانی کافی بود دیگر مثل قبل جواب نمی‌دهد

آب‌رفتنِ تدریجیِ توده و قدرتِ عضله با بالارفتنِ سن را در زبان پزشکی سارکوپنی (کاهش عضلانیِ وابسته به سن) می‌نامند. توده و قدرتِ عضله معمولاً از میان‌سالی به بعد کم می‌شود و در پژوهش‌های مربوط به سارکوپنی گزارش شده که این کاهش بعد از حدود شصت‌سالگی تندتر می‌شود. اما نکتهٔ اصلی این است که این سراشیبی سرنوشتِ محتوم نیست؛ سرعت و شیبش تا حد زیادی به تغذیه و تحرک بستگی دارد.

چیزی که وب فارسی معمولاً از آن غافل است، سازوکارِ پشتِ ماجراست. عضلهٔ سالمند به همان مقدار پروتئینی که زمانِ جوانی برای عضله‌سازی کافی بود، حالا کمتر پاسخ می‌دهد؛ به این پدیده مقاومت آنابولیک می‌گویند، یعنی کم‌شدنِ حساسیتِ عضله به پیامِ ساخت. برای همین دو کارِ به‌ظاهر بدیهی از آب درنمی‌آید: نه می‌شود مثل جوانی به حداقلِ پروتئین بسنده کرد، و نه می‌شود همهٔ پروتئینِ روز را در یک وعده تلنبار کرد و انتظار داشت بدن همه‌اش را به عضله تبدیل کند. به بیانِ ساده، سالمند برای همان نتیجه، هم باید پروتئینِ بیشتری بخورد و هم باید هوشمندانه‌تر بخورد؛ و سالمندیِ سالم چیزی است که سال‌ها پیش از پیری پایه‌گذاری می‌شود.

سالمند دقیقاً به چقدر پروتئین نیاز دارد: عددی که باید از ۰٫۸ بالاتر برود

بیایید از عددِ مرجع شروع کنیم. هیئت غذا و تغذیهٔ آکادمی‌های ملی علوم آمریکا (Food and Nutrition Board) در مرجعِ مصرف رژیمی (DRI) نیازِ پایهٔ پروتئینِ یک بزرگسال را حدود ۰٫۸ گرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز تعیین کرده است. اما این رقم صرفاً حداقلی است که از کمبود جلوگیری می‌کند، و به‌همان دلیلی که گفتیم — یعنی مقاومت آنابولیک — برای سالمند «کافی» به‌حساب نمی‌آید؛ آن را فقط به‌عنوان نقطهٔ مقایسه در ذهن نگه دارید، نه هدف.

هدفِ واقع‌بینانه‌تر را دو مرجعِ معتبر مشخص کرده‌اند. گروه پژوهشیِ PROT-AGE در سال ۲۰۱۳ و انجمن اروپایی تغذیهٔ بالینی و متابولیسم (ESPEN) در سال ۲۰۱۴ توصیه کرده‌اند که سالمندِ سالم روزانه حدود ۱٫۰ تا ۱٫۲ گرم پروتئین به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن بخورد، و در دورهٔ بیماریِ حاد یا مزمن این مقدار به حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ گرم برسد. حساب‌کردنش ساده است: یک فردِ هفتاد کیلویی روزانه چیزی حدود ۷۰ تا ۸۴ گرم پروتئین لازم دارد. سازوکارش هم روشن است؛ مقدارِ بالاتر همان کم‌پاسخیِ عضله را جبران می‌کند و ترازِ دائمیِ ساخت‌وتخریبِ عضله را به سمتِ ساخت می‌چرخاند.

همین‌جا باید یک مرز را صریح گفت: این هدف برای کسی است که کلیهٔ سالم دارد. اگر پای بیماری کلیوی، دیالیز، دیابتِ پیشرفته یا بیماری کبدی در میان باشد، مقدار پروتئین باید فردی و زیر نظر پزشک یا متخصص تغذیه تنظیم شود — نه بیشتر شود، نه خودسرانه. برای بقیهٔ سالمندانِ نسبتاً سالم اما، ترسِ بی‌جا از پروتئین همان‌قدر خطرناک است که بی‌توجهی، چون باعث می‌شود عضله را دستی‌دستی از دست بدهند.

چرا پخش‌کردنِ پروتئین در سه وعده از کل مقدارِ روزانه کارسازتر است

فرض کنید کسی همهٔ توصیهٔ بالا را رعایت کند و روزی هشتاد گرم پروتئین بخورد، اما تقریباً همه‌اش در ناهار — یک بشقاب چلومرغ — و صبحانه و شامش نان و چای و کمی پنیر باشد. عجیب است که همین آدم با همان مقدارِ کل، عضلهٔ کمتری می‌سازد. چرا؟ چون ساختِ پروتئینِ عضله (که به آن MPS می‌گویند) مثل یک کلید عمل می‌کند: تا پروتئینِ یک وعده به یک آستانهٔ حداقلی نرسد، این کلید درست روشن نمی‌شود، و پروتئینِ اضافه‌ای هم که یک‌جا وارد شود صرفِ عضله نمی‌شود. توصیهٔ گروه PROT-AGE هم دقیقاً همین است: پروتئین را به‌شکلِ یکنواخت پخش کنید و در هر وعدهٔ اصلی حدود ۲۵ تا ۳۰ گرم پروتئینِ باکیفیت بگنجانید.

اینجا «کیفیت» هم به‌اندازهٔ «مقدار» مهم می‌شود. یکی از واحدهای سازندهٔ پروتئین، آمینواسیدی به‌نام لوسین است که نقشِ ماشه را دارد؛ لوسین همان پیامِ شروعِ عضله‌سازی را فعال می‌کند و در تخم‌مرغ، لبنیات، گوشت، ماهی و تا حدی حبوبات فراوان است. برای همین یک وعدهٔ کوچک اما پروتئینِ باکیفیت، گاهی بهتر از حجمِ زیادی غذای کم‌پروتئین کار می‌کند. جدول زیر نشان می‌دهد با غذاهای آشنای ایرانی چطور می‌شود هر وعده را به آن آستانهٔ ۲۵ تا ۳۰ گرم نزدیک کرد (مقادیر تقریبی و برای سهمِ معمول است):

غذا (سهمِ معمول)پروتئینِ تقریبی
تخم‌مرغ (یک عدد)حدود ۶ گرم
شیر یا ماست (یک لیوان)حدود ۸ گرم
پنیر (یک تکهٔ ۳۰ گرمی)حدود ۵ گرم
عدسی (یک کاسه)حدود ۱۵ گرم
مرغِ پخته (یک کفِ دست)حدود ۲۵ گرم
ماهی (یک تکهٔ کف‌دستی)حدود ۲۰ گرم
گردو (یک مشت)حدود ۴ گرم

با همین جدول می‌شود دید که یک صبحانهٔ دو تخم‌مرغ با یک لیوان شیر، خودش تقریباً به آستانه می‌رسد، در حالی که نان و چایِ خالی حتی نزدیکش هم نمی‌شود.

پروتئینِ سفرهٔ ایرانی: از عدسی و کشک تا تخم‌مرغ و ماهی، بی‌آنکه گران شود

ضعیف‌ترین حلقهٔ رژیمِ خیلی از سالمندان، صبحانه است. صبحانهٔ سنتیِ ما — نان و چای و کمی پنیر و مربا — تقریباً بی‌پروتئین است و همان‌جا آستانهٔ وعدهٔ اول از دست می‌رود. راه‌حلش هم گران نیست: کافی است یک یا دو تخم‌مرغ، پنیرِ بیشتر، چند گردو، یا یک کاسه شیر و ماست به همان صبحانه اضافه شود تا کلیدِ عضله‌سازی صبح‌ها هم روشن بماند.

خیالتان از بابتِ هزینه راحت باشد، چون بخش بزرگی از باکیفیت‌ترین پروتئین‌ها همان‌هایی‌اند که همیشه سرِ سفرهٔ ایرانی بوده‌اند. عدسی و خوراکِ لوبیا و نخود (همان آبگوشت و دیزیِ خودمان)، عدس‌پلو، کشک در کشک‌بادمجان و آش، تخم‌مرغ، ماست، ماهیِ شمال و جنوب و مرغ، همگی منابعِ خوبِ پروتئین‌اند. یک نکتهٔ کاربردی هم اینجا هست: وقتی حبوبات را با لبنیات یا غلات ترکیب می‌کنید — مثل عدسی با ماست، یا آشِ حاوی کشک و حبوبات — کیفیتِ پروتئینِ آن وعده بالاتر می‌رود، چون آمینواسیدهای کمبودِ یکی را دیگری جبران می‌کند. پس نگهداشتنِ عضله در سالمندی لزوماً یعنی خرجِ زیاد نیست؛ بیشتر یعنی چیدنِ درستِ همین خوراکی‌های آشنا. اگر آب‌خوردنِ روزانه هم به‌قدر کافی نباشد اشتها و هضم را بدتر می‌کند، و برای همین خوب است در کنار این تغییرها به نوشیدنِ کافیِ مایعات در سالمندی هم توجه کنید.

چرا پروتئین بدون وزنه و تمرینِ قدرتی فقط نصفِ کار است

اینجا مهم‌ترین حلقهٔ کل ماجراست، و همان‌جایی که خیلی‌ها اشتباه می‌کنند: پروتئین به‌تنهایی نصفِ کار است. اگر عضله محرکی برای کارکردن نگیرد، بخش زیادی از پروتئینی که با زحمت خورده‌اید هدر می‌رود. سازوکارش این است که تمرینِ مقاومتی — یعنی هر فعالیتی که عضله را در برابر یک نیرو به کار می‌گیرد — حساسیتِ عضله به آمینواسیدها را بالا می‌برد و بخشی از همان مقاومت آنابولیک را می‌شکند. به بیان دیگر، تمرین در را باز می‌کند و پروتئین از آن در وارد می‌شود.

راهنمای فعالیت بدنیِ سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال ۲۰۲۰ — همسو با توصیهٔ مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا (CDC) برای افراد ۶۵ سال به بالا — می‌گوید که بزرگسالان باید دستِ‌کم دو روز در هفته عضله‌سازی برای همهٔ گروه‌های اصلیِ عضلانی انجام دهند، و برای پیشگیری از زمین‌خوردن، سه روز یا بیشتر در هفته تمرینِ ترکیبیِ تعادل و قدرت داشته باشند. مهم است بدانید «تمرینِ قدرتی» لزوماً یعنی باشگاه و وزنه‌های سنگین نیست؛ یک حرکتِ خانگیِ ساده مثل نشستن و بلندشدنِ مکرر از روی صندلی (که به آن sit-to-stand می‌گویند) خودش یک تمرینِ قدرتیِ واقعی برای عضلاتِ پاست. فقط یادتان باشد که شروع باید تدریجی و ایمن باشد، نه ناگهانی؛ چند تکرارِ کم در روزهای اول، و اضافه‌کردنِ آرام در هفته‌های بعد. برای اینکه بدن فرصتِ ترمیم داشته باشد، خوابِ کافی هم بخشی از همین معادله است؛ اگر شب‌ها خوب نمی‌خوابید، نگاهی به خوابِ سالمندان و راه‌های بهترکردنش بیندازید.

وقتی جویدن سخت است یا اشتها کم شده، از کجا شروع کنیم

همهٔ این توصیه‌ها فرض را بر این گذاشته‌اند که سالمند می‌تواند و می‌خواهد بخورد، ولی واقعیتِ زندگیِ خیلی از سالمندان این‌طور نیست. بعد از بازنشستگی یا در تنهایی، آشپزی کم می‌شود و اتکا به همان نان و چای بیشتر؛ مشکلِ جویدنِ گوشت با دندانِ مصنوعی هم شایع است. در این حالت به‌جای اصرار بر گوشتِ سفت، سراغِ پروتئین‌های نرم و آسان بروید: تخم‌مرغِ آب‌پز، عدسی، ماست، کشک، ماهی که تیغش گرفته شده، و مرغِ ریزشده یا کوبیده. اینها هم راحت خورده می‌شوند و هم آستانهٔ پروتئینِ وعده را پر می‌کنند.

برای همین سالمند، همان تمرینِ صندلی که گفتیم گزینهٔ خوبی است، چون نه به تجهیزات نیاز دارد و نه به بیرون‌رفتن. اما یک هشدارِ مهم را هم نباید ساده گرفت: کاهشِ وزنِ ناخواسته و ضعفِ پیش‌روندهٔ عضله بخشِ عادیِ پیری نیست، بلکه نشانهٔ هشدار است. اگر سالمندی بی‌آنکه بخواهد لاغر و ضعیف‌تر می‌شود، مکرر زمین می‌خورد، یا بلندشدن از صندلی برایش سخت شده، این‌ها را باید جدی گرفت و برای بررسیِ سارکوپنی یا ضعفِ عمومی به پزشک مراجعه کرد. همین‌طور اگر هنگام غذاخوردن دچار مشکلِ بلع یا خفگی می‌شود (اختلالی که به آن dysphagia می‌گویند)، این نیاز به ارزیابیِ حرفه‌ای دارد و با نرم‌کردنِ غذا به‌تنهایی حل نمی‌شود.

کلیه، ویتامین D و داروها: کجا باید عددِ پروتئین را با پزشک تنظیم کنیم

حالا وقتِ روشن‌کردنِ چند باورِ رایج است که اغلب مسیر را خراب می‌کنند. شایع‌ترینشان این است که «پروتئینِ زیاد به کلیهٔ سالمند آسیب می‌زند». حقیقتِ دقیق و ایمن این است: برای کسی که کلیهٔ سالم دارد، رساندنِ پروتئین به همان ۱٫۰ تا ۱٫۲ گرم به‌ازای هر کیلو معمولاً بی‌خطر است؛ محدودیتِ واقعی برای کسانی است که بیماری کلیویِ شناخته‌شده دارند و باید زیر نظر پزشک باشند. این ترسِ بی‌جا دقیقاً همان چیزی است که باعث می‌شود سالمندِ سالم پروتئین را کم کند و عضله‌اش را از دست بدهد.

دو باورِ نادرستِ دیگر هم ارزشِ اصلاح دارند. اول اینکه «برای عضله حتماً باید پودر پروتئین و مکملِ بدنسازی خورد»؛ در حالی که اصل بر غذاست و مکمل فقط جایی معنا پیدا می‌کند که با غذا نتوان به هدف رسید، آن هم با مشورت. دوم اینکه «سالمند نباید وزنه بزند و ورزشِ قدرتی برای پیرها خطرناک است»؛ برعکس، تمرینِ قدرتیِ تدریجی و ایمن یکی از مؤثرترین کارها برای حفظ عضله و پیشگیری از زمین‌خوردن است.

یک بازیگرِ پشتیبان هم اینجا هست: ویتامین D. سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS) توصیه می‌کند عموم مردم، به‌ویژه افرادِ ۶۵ سال به بالا و کسانی که کم از خانه بیرون می‌روند، روزانه حدود ۱۰ میکروگرم (۴۰۰ واحد) ویتامین D دریافت کنند. این توصیه بیشتر ناظر بر سلامتِ استخوان است و نقشش بر عضله محدودتر و محتاطانه‌تر مطرح می‌شود؛ کمبودش در سالمندانِ کم‌آفتاب شایع است، اما تصمیم دربارهٔ آزمایش و دوزِ درمانی با پزشک است، نه با خودِ فرد.

در نهایت، این نوشته آموزشِ عمومی است و جای پزشک، متخصص تغذیه یا داروساز را نمی‌گیرد. چند موقعیت را باید بی‌درنگ با یک متخصص در میان گذاشت: کاهشِ وزنِ ناخواسته و ضعفِ پیش‌رونده و زمین‌خوردنِ مکرر؛ وجودِ بیماری کلیوی، دیالیز، دیابتِ پیشرفته یا بیماری کبدی که مقدارِ پروتئین را فردی می‌کند؛ مشکلِ بلع؛ و مصرفِ چند دارو یا قصدِ شروعِ هر مکمل، از جمله ویتامین D با دوزِ بالا. اگر هم نشانه‌ای فوری مثل ضعفِ ناگهانیِ یک طرفِ بدن، گیجی، یا افتادن با ضربه به سر پیش آمد، بحثِ تغذیه و تمرین را کنار بگذارید و همان لحظه به اورژانس مراجعه کنید. برای اینکه فهرستِ داروها هنگام این مراجعه‌ها دمِ دست و ایمن باشد، داشتنِ یک فهرستِ به‌روزِ داروها کمکِ بزرگی است.

نگهداشتنِ عضله در سالمندی نه معجزه می‌خواهد و نه هزینهٔ سنگین؛ می‌خواهد پروتئینِ کافی و پخش‌شده در سه وعده، جفت‌شدنش با تمرینِ قدرتیِ ملایم، و کمی توجه به مرزهایی که باید سراغِ پزشک رفت. همین چند تصمیمِ ساده، در کنارِ سایرِ عادت‌های سالمندیِ سالم، می‌تواند تفاوتِ میانِ سختی و راحتیِ بلندشدن از یک صندلی را رقم بزند.

پرسش‌های پرتکرار

اگر سالمند اضافه‌وزن یا کم‌وزن دارد، پروتئین را با کدام وزن حساب کنیم؟
برای بیشتر افراد، محاسبه با وزن فعلی یک نقطه شروع ساده است؛ اما در اضافه‌وزن زیاد، ورم، کاهش وزن شدید یا لاغری واضح، همین عدد می‌تواند گمراه‌کننده شود. در این وضعیت بهتر است متخصص تغذیه یا پزشک مقدار پروتئین را بر اساس وضعیت بدن، بیماری‌ها و هدف درمانی تنظیم کند، نه فقط عدد روی ترازو. اگر وزن در چند ماه اخیر بی‌دلیل کم شده، اول باید علت آن بررسی شود
بعد از تمرین قدرتی، پروتئین را دقیقاً چه زمانی بخوریم؟
برای سالمند، مهم‌تر از دقیقه‌شماری این است که وعده یا میان‌وعده پروتئینی از برنامه روزانه جا نیفتد. اگر تمرین نزدیک یکی از وعده‌های اصلی است، همان وعده معمولاً کافی است؛ اگر فاصله زیاد است، یک میان‌وعده ساده مثل ماست، شیر، تخم‌مرغ یا ترکیب حبوبات و لبنیات می‌تواند کمک کند. اگر دیابت، بیماری کلیوی یا محدودیت غذایی دارید، میان‌وعده را با نظر متخصص تنظیم کنید
اگر یک وعده پروتئین کم خوردیم، باید وعده بعدی را خیلی سنگین کنیم؟
نه؛ بهتر است جبران را آرام و عملی انجام دهید، نه با یک وعده بسیار سنگین که ممکن است اشتها، گوارش یا خواب را به هم بزند. می‌شود همان روز یک میان‌وعده پروتئینی کوچک اضافه کرد یا در وعده بعدی کمی سهم پروتئین را بالا برد. اگر کم‌خوری تکرار می‌شود، مشکل معمولاً در برنامه غذا، دندان، بلع، افسردگی، داروها یا تنهایی است و ارزش پیگیری دارد
پودر کلاژن برای عضله سالمند جای پروتئین غذا را می‌گیرد؟
کلاژن پروتئین کامل و ایده‌آل برای ساخت عضله نیست، چون ترکیب آمینواسیدی آن با نیاز عضله فرق دارد. ممکن است برای بعضی هدف‌های دیگر مطرح شود، اما نباید جای منابع کامل‌تر مثل تخم‌مرغ، لبنیات، ماهی، مرغ، گوشت یا ترکیب درست حبوبات را بگیرد. اگر کسی اصرار به مصرف مکمل دارد، بهتر است به‌خصوص در سالمندی و هنگام مصرف دارو با پزشک یا داروساز مشورت کند
اگر امروز شروع کنیم، چه مدت طول می‌کشد اثرش روی قدرت بدن دیده شود؟
در چند هفته اول ممکن است بالا رفتن از پله، بلندشدن از صندلی یا خستگی روزانه کمی بهتر شود، اما تغییر واقعی عضله معمولاً زمان بیشتری می‌خواهد. برای بیشتر افراد، ارزیابی منصفانه یعنی حداقل چند هفته تا چند ماه تغذیه منظم و تمرین ایمن را ادامه دهند و فقط به وزن بدن نگاه نکنند. اگر ضعف سریع‌تر می‌شود، زمین‌خوردن رخ می‌دهد یا وزن بی‌دلیل کم می‌شود، منتظر نتیجه برنامه خانگی نمانید و ارزیابی پزشکی بگیرید

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ سلامتی شما
بازبینی محتواییبازبینی‌شده توسطِ تیمِ تحریریهٔ «سلامتی شما» بر پایهٔ منابعِ معتبرِ علمی

این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستی‌آزمایی شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط