تغذیه سالم

پروتئین در رژیم روزانه؛ چقدر و از چه غذاهایی؟

پروتئین کافی برای بیشتر بزرگ‌سالان با غذاهای معمولی سفره تامین می‌شود؛ از تخم‌مرغ و ماست تا عدسی، لوبیا و نان

تقسیم منابع پروتئینی روزانه مثل تخم‌مرغ، ماست، حبوبات و مرغ در آشپزخانه ایرانی
در یک نگاه

پروتئین کافی برای بیشتر بزرگ‌سالان با غذاهای معمولی سفره تامین می‌شود؛ از تخم‌مرغ و ماست تا عدسی، لوبیا و نان

این روزها هر جا حرف از پروتئین به میان می‌آید، پای یک قوطیِ پودر هم وسط کشیده می‌شود؛ انگار بدنِ آدم بدون آن قوطی راهی برای پروتئین‌رسانی ندارد. اما واقعیت آرام‌بخش‌تر از این تبلیغ‌هاست. بیشترِ ما همین حالا هم با تخم‌مرغِ صبحانه، ماستِ کنارِ غذا و کاسهٔ عدسیِ شب به مقدارِ لازم نزدیک‌ایم، و پیش از آنکه به مکمل احتیاج داشته باشیم، به یک نگاهِ درست به سفره نیاز داریم. سه پرسش ذهنِ بیشترِ خواننده‌ها را مشغول می‌کند: روزی چقدر پروتئین لازم داریم، این مقدار را از چه غذاهایی بگیریم، و آیا واقعاً کارِ ما بدونِ پودر و مکمل راه نمی‌افتد؟ بیایید یکی‌یکی و با عدد جلو برویم، بی‌آنکه چیزی را بزرگ‌تر از آنچه هست نشان دهیم.

بدنِ یک بزرگ‌سالِ سالم روزانه حدودِ ۰٫۸ گرم پروتئین برای هر کیلو وزن لازم دارد

عددی که راهنماهای تغذیه روی آن توافق دارند ساده است: برای یک بزرگ‌سالِ سالم، حدودِ ۰٫۸ گرم پروتئین به‌ازای هر کیلوگرمِ وزنِ بدن در روز. دانشکدهٔ بهداشت عمومیِ هاروارد (Harvard T.H. Chan) همین رقم را به‌عنوانِ مقدارِ مرجعِ توصیه‌شده توضیح می‌دهد، و ریشهٔ آن به راهنماهای ملیِ تغذیه و مؤسسهٔ ملی سلامت آمریکا (NIH) برمی‌گردد. تا وقتی این عدد را روی وزنِ خودمان حساب نکنیم، مبهم و ذهنی می‌ماند و به کار نمی‌آید. فرض کنید کسی هفتاد کیلوگرم وزن دارد؛ کافی است هفتاد را در ۰٫۸ ضرب کنیم تا به حدودِ ۵۶ گرم پروتئین در روز برسیم. همین و بس.

نکته‌ای که خیلی‌ها را غافلگیر می‌کند این است که رسیدن به این ۵۶ گرم اصلاً به بشقاب‌بشقاب گوشت نیاز ندارد. این رقم یک کفِ منطقی برای بدنِ یک بزرگ‌سالِ سالم است، نه یک قلهٔ دست‌نیافتنی، و همان‌طور که جلوتر خواهید دید با غذای معمولی و ارزانِ سفره کاملاً به‌دست می‌آید. پس اگر تا امروز فکر می‌کردید تأمینِ پروتئین یعنی جنگیدن با قیمتِ گوشت، خیالتان می‌تواند کمی راحت باشد.

پروتئین آجرِ ساختِ بدن است و بدن ذخیرهٔ بزرگی از آن کنار نمی‌گذارد

برای اینکه بفهمیم چرا این مقدار مهم است، باید بدانیم پروتئین در بدن چه می‌کند. پروتئینی که می‌خوریم در روده به واحدهای کوچک‌تری به نامِ اسیدهای آمینه شکسته می‌شود — همان آجرهای ریزی که پروتئین از کنارِ هم چیده‌شدنشان ساخته می‌شود. بدن با همین آجرها بافتِ عضله را می‌سازد و ترمیم می‌کند، آنزیم‌ها را که واکنش‌های شیمیاییِ حیاتی را پیش می‌برند تولید می‌کند، و بخشی از سربازانِ سیستمِ ایمنی را سرِ پا نگه می‌دارد. به بیانِ ساده، پروتئین صرفاً یک «مادهٔ عضله‌ساز» نیست؛ ماده‌ای است که بدن هر روز برای بازسازیِ خودش به آن تکیه می‌کند.

اما یک تفاوتِ مهم با چربی و نشاسته وجود دارد: بدن انبارِ بزرگی برای ذخیرهٔ پروتئین ندارد. چربیِ اضافه در بافتِ چربی و بخشی از قند در کبد و عضله ذخیره می‌شود، ولی پروتئین چنین انبارِ آماده‌ای ندارد و هر روز بخشی از آجرهای بدن مصرف و بازسازی می‌شوند. درست به همین دلیل است که رساندنِ پروتئین به‌صورتِ روزانه و پیوسته معنا پیدا می‌کند؛ اینکه یک روز پرخوری کنیم و چند روزِ بعد را کوتاه بیاییم، جایِ آن رسیدنِ منظمِ روزانه را نمی‌گیرد.

صبحانهٔ تخم‌مرغ دیرتر از نان‌وچاییِ خالی گرسنه‌مان می‌کند

یک اثرِ دیگرِ پروتئین را همه‌مان با پوست و استخوان تجربه کرده‌ایم. صبحی که سفرهٔ صبحانه فقط نان و چای و کمی مربا باشد، دیری نمی‌گذرد که دوباره دلمان ضعف می‌رود و پیش از ظهر سراغِ یک لقمهٔ دیگر می‌رویم؛ اما صبحی که یک یا دو تخم‌مرغ کنارِ همان نان بنشیند، سیری تا نزدیکِ ظهر کِش می‌آید. علتش پیچیده نیست: پروتئین دیرتر از نان و قند هضم می‌شود و به مغز سیگنالِ سیری می‌فرستد، و چون این سیگنال دیرتر خاموش می‌شود، گرسنگیِ بعدی هم عقب می‌افتد.

از میانِ سه درشت‌مغذیِ اصلی — یعنی نشاسته و قند، چربی، و پروتئین — همین پروتئین سیرکننده‌ترینشان است. وقتی بخشی از بشقاب را به آن اختصاص می‌دهیم، دستمان در فاصلهٔ وعده‌ها کمتر به سمتِ خوراکی‌های بی‌ارزش و پرقند می‌رود، و همین کنترلِ اشتها برای کسی که می‌خواهد وزنش را در دست نگه دارد مثلِ یک اهرمِ ساده و بی‌هزینه عمل می‌کند. جالب است که این خاصیت را نمی‌شود از یک قوطیِ پودر بهتر گرفت تا از یک تخم‌مرغِ ساده سرِ صبح.

نان و عدس کنارِ هم همان اسیدهای آمینهٔ گوشت را کامل می‌کنند

حالا برسیم به دلگرم‌کننده‌ترین بخشِ ماجرا: منابعِ پروتئین به گوشت خلاصه نمی‌شوند. تخم‌مرغ، ماست، پنیر و کشک، و مهم‌تر از همه حبوبات، همگی پروتئینِ باکیفیت دارند. درست است که بیشترِ منابعِ گیاهی یکی‌دو اسیدِ آمینه کم دارند و به‌تنهایی پروفایلِ کاملی نمی‌سازند، اما درست همین‌جا یک ترفندِ قدیمیِ آشپزیِ ایرانی به کمک می‌آید: کنارِ هم گذاشتنِ غلات و حبوبات. وقتی نان را با عدس، یا برنج را با لوبیا می‌خورید، کمبودِ اسیدِ آمینهٔ یکی را دیگری جبران می‌کند و در مجموع پروفایلی به‌کاملیِ گوشت به دست می‌آید. دانشکدهٔ هاروارد و سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS) هر دو یادآوری می‌کنند که این دو حتی لازم نیست در یک وعده کنارِ هم بنشینند؛ اگر در طولِ روز هم غلات و هم حبوبات به بدن برسد، بدن آجرها را کنارِ هم می‌چیند.

جالب‌تر اینکه این ترکیب‌ها همان‌هایی‌اند که نسل‌هاست سرِ سفرهٔ ما حاضرند و ما بی‌آنکه اسمِ علمی‌شان را بدانیم می‌خورده‌ایمشان: عدسی با نان، خوراکِ لوبیا، نخود در آش، یا حمصی که با نان می‌خوریم. کشک هم یکی از پروتئین‌های ارزان و در دسترسِ همین آشپزی است؛ همان کشکی که به آش و کشک‌بادمجان جان می‌دهد. در روزهایی که قیمتِ گوشتِ قرمز بالا می‌رود — که این روزها در ایران کم پیش نمی‌آید — به‌جای اینکه فقط دنبالِ گوشت بگردیم و نگرانِ کمبود باشیم، می‌توانیم بخشی از پروتئینِ روز را با یک کاسه عدسی یا یک خوراکِ لوبیا تأمین کنیم. هم جیب راحت‌تر نفس می‌کشد، هم بدن سهمِ پروتئینش را می‌گیرد.

پخشِ پروتئین در طولِ روز از تلنبارکردنش در یک وعده بهتر جواب می‌دهد

یک عادتِ رایج این است که تمامِ پروتئینِ روز را به شام حواله بدهیم؛ یک بشقابِ بزرگِ گوشت یا مرغ در شب، در حالی که صبح و ظهر تقریباً بی‌پروتئین سپری شده‌اند. چون بدن پروتئین را انبار نمی‌کند، این تلنبارِ شبانه بخشی از فایده‌اش را از دست می‌دهد و پخش‌کردنِ پروتئین در چند وعده منطقی‌تر است. یک بازهٔ عملی که خیلی‌ها راحت با آن کنار می‌آیند، حدودِ ۲۰ تا ۳۰ گرم پروتئین در هر وعده است. این را نه به‌عنوانِ یک عددِ سخت‌گیرانهٔ سازمانی، بلکه به‌عنوانِ یک راهنمای ساده در نظر بگیرید تا هر وعده سهمِ خودش را داشته باشد و بارِ همه‌چیز روی دوشِ یک وعده نیفتد.

اینجا یک نکتهٔ مربوط به سن هم هست که ارزشِ گفتن دارد. افرادِ پرتحرک و به‌ویژه سالمندان از مقداری بیشتر، حدودِ ۱ تا ۱٫۲ گرم به‌ازای هر کیلوگرم، سود می‌برند؛ چون با بالارفتنِ سن حفظِ تودهٔ عضلانی سخت‌تر می‌شود و رسیدنِ پروتئینِ کافی به کندکردنِ این افتِ تدریجی کمک می‌کند. حالا ببینیم همین اصول در یک روزِ واقعی و با سفرهٔ آشنای ایرانی چطور به آن ۵۶ گرم می‌رسد:

وعدهنمونه‌ای از سفرهٔ روزمرهپروتئینِ تقریبی
صبحانهدو عدد تخم‌مرغ با نانِ سبوس‌دارحدود ۱۴ گرم
ناهاریک کاسه عدسی همراه نانحدود ۱۳ گرم
میان‌وعدهیک لیوان ماست یا کمی کشکحدود ۸ گرم
شامخوراکِ لوبیا یا مرغ با برنجحدود ۲۱ گرم

جمعِ این چهار وعده به حدودِ ۵۶ گرم می‌رسد، بی‌آنکه خبری از پودر یا وعده‌ای سنگین و غیرِعادی باشد. اعداد این جدول تقریبی‌اند و بسته به اندازهٔ وعده کم و زیاد می‌شوند، اما پیامِ روشنی دارند: پروتئینِ روزانه با همان غذاهای آشنای سفره، وعده‌به‌وعده، کنارِ هم جمع می‌شود و لازم نیست برای رسیدن به آن دستِ نیاز به سمتِ قفسهٔ مکمل‌ها دراز کنیم.

مکمل و پودرِ پروتئین برای بیشترِ ما لازم نیست

حالا وقتِ آن است که سه باورِ رایج را کنار هم بگذاریم و آرام اصلاحشان کنیم. باورِ اول این است که «هرچه پروتئین بیشتر، بهتر». این درست نیست؛ بدن پروتئینِ اضافه را خودبه‌خود به عضله تبدیل نمی‌کند و اگر بیش از نیازِ روزت بخوری، آن را برای انرژی می‌سوزاند یا به شکلِ دیگری ذخیره می‌کند. عضله‌سازی حاصلِ تمرینِ منظم است، نه صرفِ بیشتر خوردن؛ خوردنِ کوهی از پروتئین بدونِ تحرک، بیشتر بارِ اضافه است تا سرمایه.

باورِ دوم این است که «برای پروتئین حتماً باید سراغِ پودر و مکمل رفت». برای بیشترِ مردم این هم درست نیست. همان‌طور که در جدول دیدیم، غذای معمولیِ سفره این نیاز را پوشش می‌دهد، و پودرها بیشتر برای شرایطِ خاصِ ورزشیِ حرفه‌ای یا برخی وضعیت‌های پزشکی معنا پیدا می‌کنند، نه برای زندگیِ روزمرهٔ یک آدمِ سالم. باورِ سوم هم این است که «فقط گوشت پروتئین دارد»؛ تصوری که ناخواسته سفرهٔ ما را فقیر می‌کند و ما را به سمتِ یک منبعِ گران هُل می‌دهد. تخم‌مرغ، لبنیات و حبوبات منابعِ کاملاً معتبرِ پروتئین‌اند و کنارِ هم، هم تنوع می‌سازند و هم بارِ هزینه را سبک می‌کنند. کوتاهِ سخن اینکه پروتئینِ روزانه‌ات را می‌شود بدونِ هیچ قوطیِ گران‌قیمتی هم جور کرد.

در بیماریِ کلیوی مقدارِ پروتئین را باید پزشک تنظیم کند

یک مرزِ مهم را باید روشن بگویم. هر آنچه تا اینجا گفتیم برای بزرگ‌سالِ سالم است. اگر کسی بیماریِ کلیوی دارد، مقدارِ پروتئین برایش باید به‌شکلِ فردی و زیرِ نظرِ پزشک یا کارشناسِ تغذیه تنظیم شود و توصیه‌های عمومیِ این نوشته دربارهٔ او صادق نیست؛ در این حالت درست‌ترین کار این است که پیش از هر تغییری در رژیم با پزشک مشورت کنید. جدا از این، گرفتنِ دوزِ بالای مکملِ پروتئین بدونِ دلیلِ روشن نه کارِ عاقلانه‌ای است و نه آن سودی را که تصور می‌شود به همراه دارد.

اگر بخواهید همین امروز یک قدمِ کوچک بردارید، لازم نیست رژیمتان را زیرورو کنید. کافی است یک منبعِ پروتئین به صبحانه اضافه کنید — یک تخم‌مرغ، کمی پنیر، یا یک کاسه ماست — یا در هفته یک وعده عدسی یا خوراکِ لوبیا سرِ سفره بیاورید. همین تغییرِ کوچک، هم سفره را سیرکننده‌تر می‌کند و هم شما را بی‌سروصدا به آن عددِ روزانه نزدیک‌تر.

پرسش‌های پرتکرار

اگر چند روز پروتئینم کم شود، باید روز بعد جبرانش کنم؟
معمولا لازم نیست یک روز کم‌پروتئین را با یک وعده خیلی سنگین جبران کنید؛ بدن با دریافت منظم و متعادل بهتر کنار می‌آید. اگر چند روز اشتها، سفر یا بیماری کوتاه‌مدت باعث کم‌خوری شده، از وعده‌های ساده مثل تخم‌مرغ، ماست، حبوبات یا مرغ کمک بگیرید و به روال معمول برگردید. اگر کم‌اشتهایی یا کاهش وزن بی‌دلیل ادامه‌دار است، بهتر است با پزشک یا کارشناس تغذیه صحبت کنید
بعد از ورزش تا چه زمانی بهتر است پروتئین بخورم؟
برای بیشتر ورزشکاران تفریحی، لازم نیست پروتئین را دقیقه‌شماری کنید؛ مهم‌تر این است که در همان روز غذای کافی بخورید. خوردن یک وعده یا میان‌وعده پروتئین‌دار در چند ساعت بعد از تمرین، کنار کربوهیدرات کافی، می‌تواند به ریکاوری کمک کند. اگر تمرین سنگین، مسابقه‌ای یا چند نوبت در روز دارید، برنامه دقیق‌تر را با متخصص تغذیه ورزشی تنظیم کنید
برای کودک یا نوجوان هم می‌شود عدد بزرگسالان را حساب کرد؟
نه؛ نیاز کودک و نوجوان را نباید ساده با فرمول بزرگسالان حساب کرد، چون سن، رشد، وزن و مرحله بلوغ مهم‌اند. در این سنین کیفیت کل رژیم، دریافت انرژی کافی و رشد طبیعی از خود عدد پروتئین مهم‌تر است. اگر کودک بدغذاست، رشدش کند شده، یا رژیم گیاه‌خواری سخت‌گیرانه دارد، ارزیابی پزشک یا کارشناس تغذیه لازم است
در بارداری یا شیردهی باید سراغ مکمل پروتئین رفت؟
بارداری و شیردهی معمولا نیاز بدن به پروتئین را بیشتر می‌کند، اما برای خیلی از افراد این نیاز با غذای معمولی و متنوع قابل تامین است. مکمل پروتئین در این دوره نباید خودسرانه مصرف شود، چون ترکیب بعضی پودرها، شیرین‌کننده‌ها یا آلودگی‌های احتمالی ممکن است مناسب نباشد. اگر تهوع، کم‌اشتهایی، بارداری چندقلویی یا محدودیت غذایی دارید، مقدار و نوع پروتئین را با مراقب سلامت یا متخصص تغذیه هماهنگ کنید
اگر گوشت قرمز می‌خورم، چند وقت یک‌بار بهتر است جایگزینش کنم؟
لازم نیست گوشت قرمز حذف شود، اما بهتر است هر روز منبع اصلی پروتئین نباشد. در طول هفته چند وعده را با ماهی، مرغ بدون پوست، تخم‌مرغ، لبنیات کم‌چرب، عدس، لوبیا یا نخود جایگزین کنید تا هم تنوع مواد مغذی بیشتر شود و هم دریافت چربی اشباع و گوشت فراوری‌شده پایین‌تر بماند. اگر کم‌خونی، بارداری یا بیماری زمینه‌ای دارید، حذف یا محدودیت شدید را خودسرانه انجام ندهید

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ سلامتی شما
بازبینی محتواییبازبینی‌شده توسطِ تیمِ تحریریهٔ «سلامتی شما» بر پایهٔ منابعِ معتبرِ علمی

این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستی‌آزمایی شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط