در این مقاله میخوانید
- ۶۰ دقیقه حرکت روزانه از چند بازی کوتاه ساخته میشود
- بازی آزاد بدن کودک را قویتر و هماهنگتر میکند
- کودک زیر پنج سال با بازی امن تمرین روزانهاش را میگیرد
- گوشی و تکلیف وقتی بیمرز شوند سهم بازی را میخورند
- والد همراه، حرکت را از دستور به عادت خانوادگی تبدیل میکند
- بازی روزانه به خواب و خلق کودک هم راه باز میکند
- چند نشانه در بازی کودک را باید جدی گرفت
کودک برای رشد سالم به حرکت روزانه نیاز دارد، اما این حرکت لازم نیست ورزش اجباری باشد؛ بازیهای کوتاه، پارک محله و همراهی والد همان ۶۰ دقیقه را میسازند
کودکی را تصور کنید که از صبح پشت نیمکت مدرسه نشسته، عصر هم بین مشق و کلاس و گوشی میچرخد، و تا شب کسی حواسش نیست که بدن این بچه اصلاً فرصت دویدن پیدا نکرده. آشناست، نه؟ اغلب خیال میکنیم گیرِ کار اینجاست که بچه «اهل ورزش» نیست؛ اما ماجرا چیز دیگری است. روزِ کودک آنقدر پُر و نشسته چیده شده که دویدن و پریدن و بازیِ سرِخود دیگر جایی برای نفس کشیدن پیدا نمیکند.
راهحل از آن چیزی که فکرش را میکنیم دمِ دستتر است؛ لازم نیست همین فردا بچه را در کلاسی دور و پرخرج ثبتنام کنیم. کودک برای اینکه سالم بزرگ شود باید هر روز تکان بخورد، ولی این تکانخوردن وقتی در او ریشه میدواند که از دلِ بازی، از رفتوآمدِ پای پیاده، از همراهیِ خانواده و از انتخابِ خودِ بچه بجوشد. ورزش رسمی سرِ جای خودش خوب است، اما تا حرکت را فقط به کلاس و مربی و لباس ورزشی گره بزنیم، خیلی از خانوادهها همان قدم اول کم میآورند.
۶۰ دقیقه حرکت روزانه از چند بازی کوتاه ساخته میشود
سازمان جهانی بهداشت (WHO) به کودکان و نوجوانان ۵ تا ۱۷ سال توصیه میکند روزی دستکم ۶۰ دقیقه تنشان را با فعالیت متوسط تا شدید گرم کنند؛ همان حرکتی که نفس را تند میکند، بدن را داغ میکند و بچه را از نشستنِ کِشدار بیرون میکشد. قرار هم نیست این ۶۰ دقیقه شکلِ ورزشِ خشک به خودش بگیرد؛ بهتر است بیشترش از فعالیتهای هوازی بیاید، از همان جنبوجوشهایی که قلب و ریه را به کار میاندازند: تندْ راه رفتن، دویدن وسط بازی، دنبالِ توپ دویدن.
این عدد را ننوشتهاند که والد را بترسانند. فایدهاش فقط این است که ترازوی روز را دستمان میدهد. لازم نیست ۶۰ دقیقه یکجا و پشتسرهم انجام شود و لازم نیست حتماً بوی کلاس ورزش بدهد. ده دقیقه پیاده تا نانوایی، یک ربع بازی توی پارکِ سرِ کوچه، چند تکانخوردنِ کوتاه لای مشقها، و نیم ساعت توپبازیِ آخر هفته، اگر در طول روز پخش شوند، همان پیامی را به بدن بچه میرسانند که باید برسانند.
همین راهنما یک حرف دیگر هم دارد: کودک و نوجوان دستکم سه روز در هفته به حرکتِ شدیدتری نیاز دارند که عضله و استخوان را هم قوی کند. به زبانِ سادهٔ خانه یعنی بازیهایی که فشار سالمتری به تن میآورند؛ پریدن، بالا رفتنِ بیخطر، دوهای کوتاه، طنابزدن، هر بازیای که بچه را از قدمزدنِ آرام جلوتر ببرد. و مهمترین نکته همینجاست: رازِ کار تکرار است. یک جلسه ورزش در هفته، هرچقدر هم حرفهای، جای حرکتِ هرروزه را پُر نمیکند.
| موقعیت واقعی در روز | سهم پیشنهادی از حرکت | نکته اجرایی برای خانه |
|---|---|---|
| رفتوآمد نزدیک مدرسه، خرید یا نانوایی | ۱۰ تا ۱۵ دقیقه | بخشی از مسیر را پیاده بروید و سرعت را کمی بیشتر از قدمزدن معمولی نگه دارید. |
| بعد از تکلیف یا قبل از شام | ۱۰ دقیقه | توپ نرم، طناب کوتاه یا بازی تعادلی روی فرش برای خانههای آپارتمانی هم شدنی است. |
| پارک محله یا حیاط امن | ۲۰ تا ۳۰ دقیقه | کودک بازی را انتخاب کند تا حرکت شبیه دستور نباشد. |
| سه روز در هفته | چند نوبت بازی پرتحرکتر | پریدن، دویدن کوتاه و بالا رفتن ایمن فشار مناسبتری به عضله و استخوان میدهد. |
| روزهای شلوغ و درسی | چند تکه ۵ تا ۱۰ دقیقهای | حرکتهای کوتاه بین درسها بهتر از این است که کل روز نشسته بماند. |
بازی آزاد بدن کودک را قویتر و هماهنگتر میکند
سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS) تحرکِ منظمِ کودک را به استخوان و عضلهٔ محکمتر، وزنِ متعادلتر و خواب و خُلقِ بهتر گره میزند. پشتِ این جمله سازوکارِ پیچیدهای نیست: بچه که میدود، میایستد، دوباره راه میافتد، توپ را دنبال میکند یا از سرِ مانعی کوتاه میپرد، عضلههایش سفت و شل میشوند و استخوانها همان فشاری را میگیرند که برای رشد لازم دارند. تنِ در حال رشد با همین پیامهای ریز و پرتکرار جان میگیرد و هماهنگ میشود.
حرکت فقط خالی کردنِ انرژی نیست. بچه توی بازی یاد میگیرد بدنش را مهار کند، سرعتش را کم و زیاد کند، تعادلش را نگه دارد و سرِ نوبت با بقیه کنار بیاید. همینها به او اعتماد به تن میدهند. کودکی که در بازی بارها زمین میخورد و باز بلند میشود، کمکم بدنش را غریبه نمیبیند و راحتتر پا به جمع میگذارد.
اجبار اما همین چرخه را از هم میپاشد. «باید ورزش کنی» وقتی مقایسه و سرزنش هم کنارش بنشیند، حرکت را به میدانِ شکست بدل میکند. بازی درِ دیگری باز میکند: یک مسابقهٔ کوتاه با پدر یا مادر، قِل دادنِ توپ توی راهرو، رکابزدن در مسیری امن، یا پیادهرویِ عصرِ جمعهای که تهش به یک خرید کوچک میرسد. بچه از تجربهٔ خوش دوباره سراغِ حرکت میرود، نه از سخنرانی دربارهٔ فایدههای ورزش.
کودک زیر پنج سال با بازی امن تمرین روزانهاش را میگیرد
برای بچههای زیر پنج سال، راهنمای سازمان جهانی بهداشت روی دو چیز دست میگذارد: بازیِ فعالِ بیشتر و نشستنِ طولانیِ کمتر. در این سن اصلاً برنامهٔ رسمیِ ورزش لازم نیست. چهاردستوپا رفتن، دویدنهای کوتاه، رقصیدن با یک آهنگ، دنبال کردنِ توپِ سبک، بالا رفتن از وسیلهای امن و ادا درآوردنِ حرکتهای ساده، خودشان تمرینِ هرروزهٔ این بچهاند.
گاهی والد پیشِ خودش فکر میکند حالا که خانه کوچک است و حیاطی در کار نیست، پس حرکت هم منتفی است. اینطور نیست. توی همین آپارتمانهای ایرانی هم چند دقیقه بازیِ امن روی فرش، یک مسیرِ نرم با چند بالش، یا جمع کردنِ اسباببازیها به شکلِ یک مسابقهٔ بیسروصدا کلی میارزد. بچهٔ کوچک با دستورِ طولانی راه نمیآید؛ اما همین که والد روی زمین بنشیند و خودش توپ را قِل بدهد، دعوت را بهتر میگیرد.
نشستنِ درازمدت توی کالسکه، روی صندلی یا جلوی گوشی و تبلت، فرصتِ آزمودنِ بدن را از بچه میگیرد. تنِ کودکِ خردسال باید هل بدهد، بکشد، خم شود، بایستد و دوباره راه بیفتد. همین تجربههای بهظاهر سادهاند که بعدها تعادل و هماهنگی میسازند و او را برای بازیهای پیچیدهتر آماده میکنند.
گوشی و تکلیف وقتی بیمرز شوند سهم بازی را میخورند
یک تصورِ غلطِ رایج این است: تا وقتی نمرهٔ بچه خوب است، ساعتها نشستن پای گوشی و تبلت اهمیتی ندارد. درس مهم است، بله؛ اما بدنِ بچه از روی کارنامه نمیفهمد که امروز بهقدر کافی تکان خورده یا نه. کودکی که مشقش را تمام میکند و بعد ساعتها با ویدئو و بازیِ موبایلی مینشیند، همچنان از دویدن، از بازیِ جمعی و از خوابِ آرامتر عقب میماند.
راستش گوشی و تبلت همیشه برندهٔ وقتِ خالیاند. برای رفتن به پارک باید لباس تن کرد، از خانه زد بیرون و گاهی با خستگیِ خودِ والد هم کلنجار رفت؛ اما روشن کردنِ تبلت فقط یک لمس میخواهد. برای همین است که کم کردنِ گوشی و تبلت، بیآنکه چیزِ جذابتری جایش بگذاریم، معمولاً به جر و بحث میکشد. اگر نیم ساعت از نشستن کم میکنیم، باید نیم ساعتی دیگر جایش بیاید: توپبازی، یک پیادهرویِ کوتاه، کمکِ فعال موقعِ خرید، یا یک بازیِ خانوادگی. خانوادهای که درست با همین مرزکشی دستوپنجه نرم میکند، راهنمای کم کردن استفاده از گوشی و تبلت در کودکان ادامهٔ طبیعیِ همین بحث برایش است.
فشارِ درس هم سهمِ بدن را میخورد، خاصه وقتی بعد از مدرسه چند کلاس پشتِ هم ردیف میشود و باقیِ روز به صندلی میرسد. والد از سرِ دلسوزی برنامه میچیند، غافل از اینکه بدنِ بچه به وقتِ بیبرنامه هم محتاج است؛ به وقتی که خودش مسیرِ بازی را در آن بسازد، نه اینکه فقط از یک کارِ نشسته به کارِ نشستهٔ بعدی سُر بخورد.
والد همراه، حرکت را از دستور به عادت خانوادگی تبدیل میکند
بچه از رفتارِ روزمره بیشتر یاد میگیرد تا از نصیحت. تا والد از پشتِ میز داد بزند «برو بازی کن»، حرکت بوی تبعید میگیرد؛ اما همین که خودش کفش بپوشد و بگوید بیا تا پارک قدم بزنیم، بچه حرکت را جزئی از زندگیِ خانه میبیند. این همراهی هم قرار نیست طولانی یا نمایشی باشد. همان ده دقیقهٔ اول، اگر هر روز تکرار شود، وزن دارد.
در شهرهای ایران محدودیت کم نداریم و این را نباید کتمان کرد: آپارتمانِ کوچک، کوچهٔ شلوغ، هوای آلوده، سرویسِ مدرسه، نبودِ حیاط، خستگیِ خودِ والد. انکارِ اینها فقط انگشتِ اتهام را به سمتِ خانواده میگیرد. راهِ عملی از انتخابهای ریز جوانه میزند: یک طبقه زودتر از آسانسور پیاده شدن، بخشی از راه را پای پیاده برگشتن، پارکِ نزدیک را به مرکزِ خرید ترجیح دادن، یا وقتی بیرون رفتن جور نمیشود، یک بازیِ کوتاه توی راهرو.
حقِ انتخابِ خودِ بچه را هم باید جدی گرفت. یکی فوتبال دوست دارد، یکی طناب، یکی دوچرخه، یکی بازیهای تعادلی یا رقص توی خانه. وقتی بچه از میان دوسه گزینه یکی را برمیدارد، حرکت کمتر شکلِ فرمان میگیرد و بیشتر مالِ خودش میشود. قرار نیست هر بچهای ورزشکارِ حرفهای شود؛ قرار است تنش هر روز سهمی از جنبوجوش بردارد.
یک باورِ قدیمی میگوید بچه خودش انرژیاش را میسوزاند و احتیاجی به برنامه نیست. این حرف روزگاری که کوچهبازی و رفتوآمدِ پیاده بخشِ عادیِ روز بود، بیشتر جا میافتاد. اما امروز آسانسور و خودرو و مشقِ طولانی و گوشی و تبلت فرصتِ حرکت را قیچی کردهاند. پس برنامه لازم است؛ نه برنامهٔ خشک و ساعتبهساعت، فقط اینقدر که جای بازی توی روز خالی نماند.
بازی روزانه به خواب و خلق کودک هم راه باز میکند
وقتی بدنِ بچه در طول روز بهقدرِ کافی تکان خورده باشد، شب راحتتر آرام میگیرد. البته فعالیتِ شدید درست پیش از خواب ممکن است ذهنِ بعضی بچهها را سرِحال و بیدار نگه دارد؛ اما همان جنبوجوشِ کافی در ساعتهای زودترِ روز، خستگیِ سالم و ملایمی میسازد که خواب را آسان میکند. اگر خانهٔ شما هم درگیرِ دیر خوابیدن، سختِ بیدار شدن یا کشمکشهای شبانه است، روتین خواب کودک کنارِ همین تغییرهای کوچکِ روزانه معنا پیدا میکند.
خُلقِ بچه هم از نشستنِ طولانی بینصیب نمیماند. بچهای که تمام روز بین نیمکتِ مدرسه و مشق و گوشی جابهجا شده، راهِ چندانی برای خالی کردنِ تنش ندارد. بازیِ فعال همان راهِ خروج است؛ نه با شعار، که با تن. بچه توی حرکت میخندد، رقابت میکند، گاهی میبازد، دوباره از نو شروع میکند و از آن حالتِ گیرافتاده بیرون میآید.
چند نشانه در بازی کودک را باید جدی گرفت
بیشترِ بچهها با زیاد شدنِ تدریجیِ بازی و تحرک کنار میآیند، اما چند نشانه هست که نباید پای تنبلی گذاشتشان. اگر بچه با یک فعالیتِ سبک هم زود نفسش میگیرد، از دردِ قفسهٔ سینه میگوید، یا اصلاً از هر تحرکی فرار میکند و بیشترِ روز بیرمق است، حتماً با پزشک مشورت کنید. این را نمیگوییم که خانواده را بترسانیم؛ میگوییم که مبادا یک نشانهٔ جدیِ بدنی پشتِ برچسبِ «حوصله ندارد» گم شود.
شروعِ خوب لازم نیست از همین امروز کارِ بزرگی باشد. یک مسیرِ کوتاهِ پای پیاده، ده دقیقه بازی بعد از مشق، یا آخرِ هفتهای که بهجای نشستنِ طولانی پای گوشی به پارکِ سرِ کوچه گره بخورد، کافی است تا بدنِ بچه دوباره واردِ جریانِ روز شود. تحرکِ کودک وقتی دوام میآورد که خانواده آن را بازی و همراهی ببیند، نه تکلیفِ تازهای که روی دوشِ بچه گذاشته شده.
پرسشهای پرتکرار
کودک زیر پنج سال دقیقاً چقدر باید در روز فعال باشد؟
از کجا بفهمیم شدت بازی کودک «متوسط» است یا «شدید»؟
اگر یک روز کودک اصلاً نتوانست بازی کند، باید فردا جبرانش کنیم؟
کودکی که آسم، اضافهوزن یا بیماری زمینهای دارد میتواند فعال باشد؟
بعد از غذا یا نزدیک خواب، بازی پرتحرک برای کودک مناسب است؟
شفافیت منابع و بازبینی
منابع
این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستیآزمایی شده است.




