وزن و تناسب اندام

راهنمای پرخوری هیجانی؛ تشخیص گرسنگی بدن از احساس

راهنمایی عملی برای تشخیص گرسنگی بدن از میل احساسی، با مثال‌های ایرانی، جدول تصمیم و مرز روشن مراجعه به متخصص

زن ایرانی کنار چای و خوراکی در حال مکث برای تشخیص گرسنگی بدن از میل احساسی
مکث کوتاه پیش از خوردن می‌تواند فرق گرسنگی واقعی و میل احساسی را روشن‌تر کند
در یک نگاه

راهنمایی عملی برای تشخیص گرسنگی بدن از میل احساسی، با مثال‌های ایرانی، جدول تصمیم و مرز روشن مراجعه به متخصص

شده تا حالا سرِ یک روز طولانی، هنوز شام هم نخورده باشید، اما پیش از آنکه اصلاً به گرسنگی فکر کنید، دستتان خودش برود سراغ شیرینیِ کنار چای؟ یا بعد از یک بگومگوی خانوادگی، همان بیسکویتی که صبح ذره‌ای هوسش را نداشتید، یک‌دفعه بشود تنها چیزی که دلتان را آرام می‌کند؟ همیشه پای اشتهای واقعی در میان نیست. گاهی بدن غذا می‌خواهد و گاهی دل دنبال یک تسکین فوری می‌گردد؛ و چون خوراکی از هر راه دیگری دم‌دست‌تر است، خودش را جای گرسنگی جا می‌زند.

پرخوری هیجانی یعنی همین: خوردن برای فرو نشاندن فشار، دلخوری، خستگی، تنهایی یا حتی شادی زیاد؛ نه لزوماً چون معده خالی است. اگر گاهی پیش بیاید، کاملاً انسانی و طبیعی است و جای نگرانی ندارد. دردسر از جایی شروع می‌شود که غذا تنها پناه آدم برای کنار آمدن با احساس‌ها می‌شود، افسار خوردن از دست در می‌رود و پشت‌بندش شرم و سرزنش می‌آید. راه عملی هم با جنگیدن با خودمان شروع نمی‌شود؛ با شناختن همین دو نوع گرسنگی شروع می‌شود.

میل ناگهانی به شیرینی همیشه صدای بدن نیست

کلینیک مایو برای توضیح این رفتار یک نکته ساده اما به‌دردبخور دارد: گرسنگی بدن آرام‌آرام سر می‌رسد و با چند جور خوراکی هم راضی می‌شود، اما گرسنگی احساسی عجول است و معمولاً یک چیز مشخص می‌خواهد؛ فقط شیرینی، فقط چیپس، فقط نان خامه‌ای. تفاوت اصلی درست همین‌جاست. بدن وقتی گرسنه است، با یک وعده معمولی آرام می‌گیرد؛ اما احساس وقتی دنبال تسکین است، حتی با معده پر هم باز می‌گوید «یکی دیگر».

بیایید این را به یک برچسب اخلاقی تبدیل نکنیم. کسی که زیر فشار کار یا بعد از یک شب بی‌خوابی سراغ خوراکی می‌رود، «بی‌اراده» نیست. مغزش دارد راهی را انتخاب می‌کند که قبلاً چند دقیقه آرامش به او داده است، و همین آرامش کوتاه، همان مسیر را برای دفعهٔ بعد پررنگ‌تر می‌کند. پس پرسش درست این نیست که «چرا جلوی خودم را نگرفتم؟»؛ پرسش بهتر این است: «این میل از معده‌ام می‌آید یا از حال و هوایم؟»

بدن آرام گرسنه می‌شود، احساس عجله می‌کند

برای اینکه تصمیم‌گیری در همان لحظه راحت‌تر شود، این جدول را مثل یک یادداشت کوتاه گوشهٔ ذهنتان نگه دارید. لازم نیست همهٔ ردیف‌ها همیشه با هم جور دربیایند؛ گاهی دو سه نشانه هم کافی است تا راه روشن شود.

نشانهگرسنگی بدنگرسنگی احساستصمیم کوتاه
شروع میلتدریجی و قابل صبرناگهانی و فوریپنج دقیقه مکث
نوع خوراکیچند گزینه را می‌پذیردفقط یک مزه خاص می‌خواهدیک غذای ساده را هم بسنجید
جای حسبیشتر معده و بدنبیشتر فکر و دهانتوجه را به بدن برگردانید
بعد از سیریآرام می‌شودادامه پیدا می‌کندقبل از پرس دوم فاصله بگیرید

این جدول قرار نیست شما را بازخواست کند. کارش فقط این است که میان «نیاز بدن» و «خواست احساس» چند ثانیه فاصله بیندازد؛ همان چند ثانیه‌ای که موقع خوردن خودکار معمولاً از دست می‌رود.

استرس طولانی دست را به سمت خوراکی‌های شیرین و چرب می‌برد

انتشارات سلامت هاروارد توضیح می‌دهد که بدن در استرس کوتاه‌مدت گاهی اشتها را کم می‌کند، چون آدرنالین آن را برای یک واکنش فوری آماده می‌کند. اما ماجرا وقتی طولانی می‌شود فرق می‌کند: کورتیزول بالا می‌ماند و همین است که اشتها و کشش ما را به سمت خوراکی‌های پرقند و پرچرب بیشتر می‌کند. پای این کشش فقط مزه نیست؛ این خوراکی‌ها تنش را برای چند دقیقه کُند می‌کنند و مغز خیلی زود همین تسکین را یاد می‌گیرد.

برای همین است که شب امتحان، فشار پایان ماه کاری، یک نگرانی مالی یا حتی یک پیام ناراحت‌کننده می‌تواند یک‌دفعه هوس شیرینی را در ما بیدار کند. در چنین لحظه‌ای، اینکه فوراً همه‌چیز را بر خودمان ممنوع کنیم معمولاً فقط دعوا را بالا می‌گیرد. کار دقیق‌تر این است که اول اسم آن احساس را پیدا کنیم: خسته‌ام؟ عصبانی‌ام؟ تنهایم؟ نگرانم؟ یا واقعاً گرسنه‌ام؟ همین اسم گذاشتن ساده، خوردن را از آن حالت خودکار بیرون می‌کشد.

کم‌خوابی فردا را از صبح گرسنه‌تر می‌کند

مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا (CDC) برای بزرگسالان دست‌کم هفت ساعت خواب در شبانه‌روز را توصیه می‌کند. ربط این عدد به پرخوری هیجانی از آن چیزی که به نظر می‌رسد مستقیم‌تر است. وقتی خواب کم می‌شود، تنظیم اشتها به هم می‌ریزد: گرلین، همان هورمونی که صدای گرسنگی را بلندتر می‌کند، بالا می‌رود و لپتین، یکی از پیام‌رسان‌های سیری، پایین می‌آید. حاصلش روزی است که از همان صبح چیزی در تن آدم بی‌قرار است و خوراکی‌های پرکالری به چشم جذاب‌تر می‌آیند.

این صحنه در زندگی ما ایرانی‌ها آشناست: شب دیر می‌خوابیم، صبح با یک چای پررنگ و کمی شیرینی راه می‌افتیم، ظهر گرسنگی تندتر می‌زند و عصر، خستگی خودش را به شکل هوس نشان می‌دهد. اگر این الگو چند روز پشت سر هم تکرار شود، دیگر مسئله فقط انتخاب خوراکی نیست؛ بدن کم‌خواب با صدای بلندتری غذا می‌خواهد و احساس خسته هم دنبال یک میان‌بُر می‌گردد.

مکث کوتاه سر سفره به سیری فرصت حرف زدن می‌دهد

سیری همیشه همان لحظه‌ای که آخرین لقمه را می‌خوریم خودش را نشان نمی‌دهد. پیام معده و روده باید از مسیر عصب‌ها و هورمون‌ها به مغز برسد و این رفت‌وآمد زمان می‌برد. هاروارد دربارهٔ آهسته خوردن می‌گوید حدود بیست دقیقه، یا کمی بیشتر، طول می‌کشد تا مغز بفهمد وقت زمین گذاشتن قاشق و چنگال رسیده است. پس اگر تند بخوریم، چه‌بسا پیش از رسیدن این پیام، از مرز راحتی رد شده باشیم.

راهش هم چندان سخت نیست: بعد از بشقاب اول، مخصوصاً آنجا که پای برنج و خورش و غذای مهمانی در میان است، چند دقیقه مکث کنید. لازم نیست چشم به ساعت بدوزید. قاشق را زمین بگذارید، چند جرعه آب بنوشید، با کسی دو کلمه حرف بزنید و بعد ببینید آیا هنوز همان نیاز واقعی سر جایش هست یا نه. این مکث رژیم نیست؛ فقط فرصتی است که به بدن می‌دهیم.

رودربایستی و شب‌چره در خانه‌های ایرانی هم محرک خوردن‌اند

همهٔ محرک‌ها از درون خودمان نمی‌آیند. سر سفرهٔ مهمانی، آن تعارف «یه کم دیگه بردار» گاهی از خود گرسنگی زورش بیشتر است. پای فیلم و سریال، تخمه و پفک و آجیل بی‌آنکه تصمیمی آگاهانه گرفته باشیم دست‌به‌دست می‌چرخد. غروب خسته هم چای و قند و شیرینی را از یک عادت ساده به راه فرار از بی‌حوصلگی تبدیل می‌کند.

اینجاست که خوردن آگاهانه به کار می‌آید، البته نه به شکل ادا و اصول پیچیده. منظور این است که هنگام خوردن حواستان باشد چه می‌خورید، چقدر می‌خورید و بدن چه پاسخی می‌دهد. مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) هم در آموزش ذهن‌آگاهی روی توجه به مزه، بافت غذا و نشانه‌های گرسنگی و سیری تأکید می‌کند. برای شروع کافی است روزی یک وعده را بی گوشی و تلویزیون بخورید. همین یک وعده نشان می‌دهد چه مقدار از خوردنتان از سر نیاز است و کجا دست فقط از روی عادت تکان می‌خورد.

ممنوعیت سفت‌وسخت معمولاً آتش هوس را تندتر می‌کند

یکی از دام‌های همیشگی پرخوری هیجانی این است که آدم بعد از یک شب پرخوری تصمیم می‌گیرد از فردا همه‌چیز را بر خودش ببندد. این تصمیم در ظاهر قاطع است، اما بیشتر وقت‌ها یک چرخهٔ تازه می‌سازد: محرومیت، فشار، هوس شدیدتر، خوردن بیشتر، و شرم عمیق‌تر. بدن و ذهن با فرمان نظامی آرام نمی‌گیرند؛ با نظمی که واقعاً بشود اجرا کرد بهتر کنار می‌آیند.

پس اگر شیرینی یا چیپس برای شما محرک جدی است، قرار نیست بی‌حساب‌وکتاب توی خانه ولو باشد، اما حذف کامل هم تنها راه نیست. می‌شود مقدار کمترش را کنار وعدهٔ اصلی خورد، نه وقتی که خیلی خسته و تنها و گرسنه‌اید. می‌شود خوراکی‌های دم‌دست را جابه‌جا کرد و کنار چای، خرما یا میوه یا کمی مغز گذاشت. و اگر پابه‌پای این عادت‌ها دنبال کاهش وزن هم هستید، راهنمای اهداف واقع‌بینانه کاهش وزن کمک می‌کند تصمیم‌هایتان از حالت تنبیهی در بیایند.

وقتی کنترل از دست می‌رود، موضوع دیگر فقط عادت نیست

پرخوری هیجانی گاه‌به‌گاه با اختلال خوردن یکی نیست. با این حال، انجمن روان‌پزشکی آمریکا (APA) در معیارهای تشخیصی اختلال پرخوری روی چند نشانهٔ کلیدی انگشت می‌گذارد: دوره‌های پرخوری همراه با احساس از دست رفتن کنترل، پریشانی آشکار، تکرار آن به‌طور میانگین دست‌کم هفته‌ای یک‌بار برای دست‌کم سه ماه، و نبود رفتارهای جبرانی منظم مثل استفراغ عمدی یا مصرف ملیّن. مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH) هم اختلال پرخوری را در کنار بی‌اشتهایی عصبی و بولیمیا از اختلال‌های مهم خوردن می‌داند.

اگر این نشانه‌ها در زندگی شما یا یکی از عزیزانتان مدام تکرار می‌شود، بهتر است با روان‌شناس، روان‌پزشک، پزشک یا متخصص تغذیه حرف بزنید. چند وضعیت هم جدی‌تر است و نباید سرسری از کنارش گذشت:

  • استفراغ عمدی، مصرف ملیّن، روزهٔ شدید یا ورزش تنبیهی بعد از خوردن.
  • پرخوری همراه با افسردگی، ناامیدی شدید یا فکر آسیب زدن به خود.
  • کم یا زیاد شدن سریع و ناخواستهٔ وزن.
  • دیابت، بارداری، نوجوانی، سالمندی یا مصرف داروهایی که اشتها و وزن را تغییر می‌دهند.

و اگر پای خطر آسیب به خود، کاهش هوشیاری، ضعف شدید یا یک وضعیت فوری در میان است، در ایران تماس با ۱۱۵ و مراجعهٔ حضوری از هر جست‌وجوی دیگری مهم‌تر است.

جمع‌بندی پرخوری هیجانی با مکث و مهربانی شروع می‌شود

پرخوری هیجانی با شرم کمرنگ نمی‌شود؛ با فهمیدن مسیرش آرام می‌گیرد. وقتی بدانید بدن کِی غذا می‌خواهد و احساس کِی دنبال تسکین است، انتخاب‌هایتان هم انسانی‌تر می‌شوند. در خوشهٔ وزن و تناسب اندام هم نگاه همین است: نه عدد ترازو به‌تنهایی قصه را می‌گوید، نه یک شب پرخوری شخصیت آدم را تعریف می‌کند. مهم این است که چرخه را ببینید، مکث را تمرین کنید و اگر نشانه‌ها از مرز عادت گذشت، سراغ کمک درست بروید.

یک هفته تمرین سبک چرخه را قابل دیدن می‌کند

برای شروع لازم نیست برنامهٔ بزرگ و پرزحمتی بچینید. هدف هفتهٔ اول فقط دیدن الگوست، نه بی‌نقص شدن.

  1. روز اول، هر بار که میل فوری سراغتان آمد، فقط بنویسید پیش از آن چه حسی داشتید.
  2. روز دوم، پیش از خوراکی هوسی پنج دقیقه مکث کنید و بعد تصمیم بگیرید.
  3. روز سوم، یک وعده را بی گوشی و تلویزیون بخورید.
  4. روز چهارم، بعد از بشقاب اول چند دقیقه صبر کنید و سیری را دوباره بسنجید.
  5. روز پنجم، محرک‌های خانه را جابه‌جا کنید و خوراکی‌های هوسی را جلوی چشم نگذارید.
  6. روز ششم، یک راه آرام‌سازی غیرخوراکی را امتحان کنید: یک دوش کوتاه، یک پیاده‌روی آرام، یک تماس با دوست، یا نوشتن چند خط از حالتان.
  7. روز هفتم، یادداشت‌ها را مرور کنید و فقط یک الگو را برای هفتهٔ بعد انتخاب کنید.

پرسش‌های پرتکرار

اگر یک‌بار بیشتر از حد خوردم، وعده بعدی را حذف کنم؟
معمولاً حذف وعده بعدی فقط بدن را گرسنه‌تر و ذهن را حساس‌تر می‌کند و ممکن است چرخه دوباره تکرار شود. بهتر است در وعده بعدی، سر وقت و با مقدار معمول غذا بخورید؛ مثلاً یک وعده ساده شامل پروتئین، سبزی یا سالاد، و یک منبع کربوهیدرات مثل نان یا برنج. اگر بعد از پرخوری درد شدید شکم، استفراغ مداوم، ضعف غیرعادی یا علائم نگران‌کننده دارید، بهتر است با پزشک تماس بگیرید
پرخوری هیجانی در بارداری را چطور باید مدیریت کرد؟
در بارداری، هدف نباید رژیم سخت یا کم‌خوری جبرانی باشد؛ چون نیازهای بدن و جنین باید دیده شود. اگر هوس‌ها زیاد شده، وعده‌ها و میان‌وعده‌های منظم، خواب کافی و گفت‌وگو با ماما، پزشک یا متخصص تغذیه می‌تواند کمک‌کننده باشد. اگر پرخوری با تهوع شدید، نگرانی زیاد درباره وزن، دیابت بارداری یا احساس از دست دادن کنترل همراه است، پیگیری تخصصی مهم‌تر می‌شود
برای کودک یا نوجوانی که از روی ناراحتی زیاد می‌خورد چه کار کنیم؟
بهتر است موضوع را با سرزنش، لقب دادن یا محدودیت ناگهانی غذا شروع نکنید؛ این کار معمولاً شرم را بیشتر می‌کند. به جای تمرکز روی وزن، درباره حالش، فشار مدرسه، تنهایی، اضطراب یا اتفاق‌های اخیر حرف بزنید و غذاهای منظم خانوادگی را حفظ کنید. اگر پرخوری تکرار می‌شود، کودک غذا را پنهانی می‌خورد، وزن به‌سرعت تغییر می‌کند یا خلق‌وخو افت کرده، با پزشک کودکان یا روان‌شناس کودک مشورت کنید
اگر دیابت دارم، هوس ناگهانی شیرینی همیشه احساسی است؟
نه؛ در دیابت یا مصرف بعضی داروهای کاهنده قند خون، میل شدید به شیرینی گاهی می‌تواند با افت قند خون اشتباه گرفته شود یا از همان جا بیاید. اگر علائمی مثل لرزش، تعریق، تپش قلب، گیجی یا ضعف دارید، طبق برنامه‌ای که پزشکتان برای سنجش و برخورد با قند پایین داده عمل کنید. بدون هماهنگی با پزشک، دارو، انسولین یا وعده‌های غذایی را برای کنترل وزن یا جبران پرخوری تغییر ندهید
کالری‌شماری برای پرخوری هیجانی بهتر است یا توجه به گرسنگی و سیری؟
برای بعضی افراد، ثبت تقریبی غذا می‌تواند الگوها را روشن کند؛ اما برای بعضی دیگر کالری‌شماری دقیق، اضطراب و وسواس غذایی را بیشتر می‌کند. اگر با عددها درگیر می‌شوید، بهتر است به جای حساب‌وکتاب سخت، زمان خوردن، احساس قبل از خوردن و میزان سیری را یادداشت کنید. در سابقه اختلال خوردن، کاهش وزن سریع یا نگرانی شدید از غذا و بدن، برنامه غذایی باید با نظر متخصص تنظیم شود

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ سلامتی شما
بازبینی محتواییبازبینی‌شده توسطِ تیمِ تحریریهٔ «سلامتی شما» بر پایهٔ منابعِ معتبرِ علمی

این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستی‌آزمایی شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط