تغذیه سالم

غذا خوردن آگاهانه برای کنترل پرخوری

خوردن برای: مسئله‌ای واقعی در بدن و زندگی روزانه غذا خوردن آگاهانه برای کنترل پرخوری برای کسی مهم می‌شود که دنبال پاسخ کوتاه اما قابل اعتماد است، نه نسخه عجیب و نه وعده قطعی

زنی در خانه ایرانی هنگام غذا خوردن آگاهانه و مکث قبل از ادامه غذا
در یک نگاه

خوردن برای: مسئله‌ای واقعی در بدن و زندگی روزانه غذا خوردن آگاهانه برای کنترل پرخوری برای کسی مهم می‌شود که دنبال پاسخ کوتاه اما قابل اعتماد است، نه نسخه عجیب و نه وعده قطعی

بعد از یک بشقاب پُرِ برنج و خورش، تازه چند دقیقه بعد است که حس می‌کنید بیش از اندازه خورده‌اید و دیگر جایی برای پشیمانی هم نمانده. این صحنه برای خیلی از ما آشناست، اما نکته‌اش این است که مقصر معمولاً «کم‌اراده‌بودن» نیست؛ مسئله بیشتر سرِ سرعت و شیوه‌ی خوردن است تا سرِ خودِ غذا. غذا خوردن آگاهانه دقیقاً درباره‌ی همین است: نه یک رژیمِ سخت که برنج و شیرینی را حذف کند، بلکه راهی برای اینکه همان غذای همیشگی را جوری بخورید که سیریِ واقعی را به‌موقع حس کنید و کمتر از دستِ خودتان دلخور شوید. بیایید ببینیم بدن در این میان دقیقاً چه می‌کند و کجا کار از دستمان در می‌رود.

مغز چند دقیقه دیرتر از معده متوجه سیری می‌شود

وقتی غذا وارد معده می‌شود، هم دیواره‌ی معده کشیده می‌شود و هم روده هورمون‌هایی مثلِ CCK، GLP-1 و PYY (پیام‌رسان‌های سیری) ترشح می‌کند؛ این‌ها با هم به بخشی از مغز به نامِ هیپوتالاموس خبر می‌دهند که «دیگر بس است». اما این پیام یک‌شبه نمی‌رسد؛ ثبت‌شدنش در مغز حدوداً پانزده تا بیست دقیقه طول می‌کشد. حالا تصور کنید بشقابتان را در پنج تا هفت دقیقه تمام می‌کنید؛ عملاً پیش از آنکه حسِ سیری برسد، کارِ خوردن تمام شده و چه‌بسا سراغِ سهمِ دوم هم رفته‌اید. برای همین است که خیلی وقت‌ها درست چند دقیقه بعد از بلندشدن از سرِ سفره، آن سنگینیِ زیادازحد سراغتان می‌آید — مغز تازه دارد خبردار می‌شود که شکم چقدر پُر شده است. اگر بخواهیم فقط یک جمله را به خاطر بسپاریم، همین است: سیری یک واقعه‌ی آنی نیست، تأخیر دارد، و هرچه با این تأخیر بیشتر همراه شویم کمتر پرخوری می‌کنیم.

هرچه تندتر بخورید، بیشتر از مرزِ سیریِ خودتان رد می‌شوید

همین تأخیر توضیح می‌دهد که چرا سرعتِ خوردن این‌قدر مهم است. یک مطالعه‌ی جمعیتیِ بزرگ در ژاپن که سال ۲۰۰۸ در مجله‌ی بریتیش مدیکال ژورنال (BMJ) منتشر شد نشان داد کسانی که هم تند می‌خورند و هم تا حسِ «کاملاً پُر» ادامه می‌دهند، حدود سه برابرِ بقیه شانسِ اضافه‌وزن دارند. منطقش ساده است: وقتی تند می‌خورید، سرعتِ قاشق‌ها از سرعتِ رسیدنِ سیگنالِ سیری جلو می‌زند و تا مغز بجنبد، شما چند لقمه‌ی اضافه را خورده‌اید. پس این باورِ رایج که «تند یا آهسته خوردن فرقی ندارد» خلافِ شواهد است؛ فرق دارد، و همین یک متغیرِ به‌ظاهر کوچک می‌تواند در طولِ ماه‌ها و سال‌ها فرقِ محسوسی بسازد. خبرِ خوب اینکه سرعت، برخلافِ خیلی چیزهای دیگر، تقریباً به‌تمامی در دستِ خودِ شماست: کافی است قاشق را زمین بگذارید، بیشتر بجوید و عجله را از سرِ سفره حذف کنید.

چشمی که به صفحه‌نمایش است، سیریِ دهان را نمی‌بیند

حالا حساب کنید همین خوردن را جلوی تلویزیون یا با موبایل در دست انجام دهید. یک فراتحلیل که سال ۲۰۱۳ در نشریه‌ی «آمریکن ژورنال آو کلینیکال نوتریشن» (AJCN) منتشر شد نشان داد وقتی هم‌زمان با حواس‌پرتی غذا می‌خوریم، هم در همان وعده بیشتر می‌خوریم و هم — که جالب‌تر است — در وعده‌ی بعدی. برعکس، وقتی با حضورِ ذهن می‌خوریم و یادمان می‌ماند که چه و چه‌قدر خورده‌ایم، خوردنِ بعدی‌مان به‌طورِ قابل‌توجهی کمتر می‌شود. مکانیسم روشن است: توجه و «حافظه‌ی وعده» بخشی از تنظیمِ گرسنگیِ بعدی است، و استفاده از گوشی و تبلت دقیقاً همین حافظه را مختل می‌کند.

نمونه‌ی کلاسیکش سرِ شب است: یک بسته آجیل یا تخمه یا چیپس کنارِ دست، چشم به سریال، و وقتی به خودتان می‌آیید ته بسته را دیده‌اید بی‌آنکه واقعاً طعمش را چشیده باشید. اینجا یک باورِ غلطِ دیگر هم قاطیِ ماجرا می‌شود: «چون سالم است، هرچقدر بخورم اشکالی ندارد.» خرما، عسل و آجیل سالم‌اند، اما سالم‌بودنِ یک غذا انرژیِ اضافه‌اش را خنثی نمی‌کند؛ یک مشت آجیل میان‌وعده‌ی خوبی است، اما نصفِ بسته دیگر نه. راهکارِ عملی هم پیچیده نیست: یک سهمِ مشخص را در ظرفی کوچک بکشید، بسته را کنار بگذارید، و دستِ‌کم چند دقیقه بدونِ صفحه‌نمایش غذا بخورید تا مغزتان فرصت کند طعم و مقدار را ثبت کند.

اندازه‌ی بشقاب و دیس، پیش از میلِ شما تصمیم می‌گیرد

شاید فکر کنید مقدارِ غذایتان را «میل و اشتها» تعیین می‌کند، اما بخشِ بزرگی از آن را محیطِ سفره از پیش تعیین کرده است. یک مرورِ نظام‌مندِ کاکرین (Cochrane) در سال ۲۰۱۵ به‌سرپرستیِ هالندز و همکاران، پس از کنارِ‌هم‌گذاشتنِ ده‌ها آزمایش، به نتیجه‌ای روشن رسید: هر وقت سهم، بسته یا ظرفِ بزرگ‌تری پیشِ روی افراد باشد، به‌طور پیوسته بیشتر می‌خورند. علتش این است که اندازه‌ی ظرف برای ذهن حکمِ یک «هنجارِ مصرف» را پیدا می‌کند — بشقابِ پُر یعنی «این مقدار طبیعی است» — و همین هنجار بر سیگنالِ درونیِ سیری غلبه می‌کند.

سفره‌ی ایرانی مثالِ گویایی است. برنجِ خوش‌خوراک را می‌شود تند و در حجمِ زیاد خورد، و وقتی مستقیم از دیسِ وسطِ سفره می‌کشیم، مرزِ توقف گم می‌شود. چند تغییرِ ساده اینجا کارساز است: پیش از برنج کمی ماست، سالاد یا سبزی‌خوردن بخورید تا هم سرعتتان کم شود و هم معده کمی پُر شود؛ یک بشقابِ کوچک‌تر برای خودتان بکشید به‌جای خوردنِ مستقیم از دیس؛ و پیش از رفتن سراغِ سهمِ دوم، چند دقیقه مکث کنید تا همان سیگنالِ سیری فرصتِ رسیدن پیدا کند. هیچ‌کدامِ این‌ها «رژیم» نیست؛ فقط تغییرِ چیدمانِ سفره است، اما اثرش بر مقدارِ خوردن واقعی است.

گرسنگیِ شکم را با گرسنگیِ دل اشتباه نگیرید

همه‌ی پرخوری‌ها از گرسنگیِ واقعی نمی‌آید. وقتی زیرِ فشار و استرس هستیم، بدن هورمونِ کورتیزول را بالا می‌برد و همین، اشتها و به‌ویژه میل به غذاهای شیرین و چرب و پرانرژی — همان چیزی که به آن «غذای آرام‌بخش» می‌گویند — را زیاد می‌کند؛ این پدیده‌ای است که هم انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) و هم هاروارد هلث بر آن صحه گذاشته‌اند. برای همین آن «شب‌چره»ی بعد از یک روزِ پُراسترس، بیش از آنکه پاسخ به گرسنگیِ شکم باشد، پاسخ به خستگی و دلشوره است. خبرِ خوب اینکه این دو نوع گرسنگی نشانه‌های متفاوتی دارند و با کمی دقت می‌شود از هم تفکیکشان کرد:

نشانهگرسنگیِ فیزیکی (واقعی)گرسنگیِ هیجانی
نحوه‌ی شروعتدریجی و کم‌کمناگهانی و فوری
نوعِ میلبا هر غذایی رفع می‌شودمعطوف به یک غذای خاص (مثلاً شکلات)
واکنش به سیریبا پُرشدنِ معده آرام می‌گیردبا سیرشدن هم آرام نمی‌گیرد
حسِ بعد از خوردنرضایت و آرامشاغلب احساسِ گناه و پشیمانی
جای احساسِ گرسنگیدر شکمدر ذهن و هوسِ یک طعمِ خاص

همین تفکیک، یکی از رایج‌ترین باورهای غلط را هم اصلاح می‌کند: اینکه «پرخوری فقط ضعفِ اراده است.» پرخوری اغلب ریشه‌ی فیزیولوژیک و هیجانی دارد؛ سرزنشِ خود بابتِ کم‌ارادگی نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه چرخه‌ی استرس و خوردن را تندتر هم می‌کند. راهکارِ عملی این است که وقتی میلِ ناگهانی سراغتان آمد، پیش از آنکه درِ یخچال را باز کنید چند دقیقه مکث کنید و یک جایگزینِ غیرغذایی را امتحان کنید: یک لیوان آب، چند دقیقه پیاده‌روی، یک تماسِ کوتاه با یک دوست، یا حتی چند نفسِ عمیق. اگر بعد از آن هنوز واقعاً گرسنه بودید، به احتمالِ زیاد گرسنگیِ فیزیکی در کار بوده و می‌توانید با خیالِ راحت غذا بخورید.

چند تغییرِ کوچک که همین امشب سرِ سفره می‌شود اجرا کرد

خوبیِ این رویکرد این است که برای غذا خوردن آگاهانه در زندگی روزمره لازم نیست زندگی‌تان را زیرورو کنید؛ چند تغییرِ کوچک، اگر تکرار شوند، بیشترِ کار را انجام می‌دهند:

  1. قاشق را بینِ لقمه‌ها زمین بگذارید. همین یک کارِ ساده سرعتتان را پایین می‌آورد و به آن پانزده تا بیست دقیقه‌ی سیری فرصت می‌دهد که به مغز برسد.
  2. وعده‌ها را حذف نکنید تا بعداً «جبران» کنید. این باور که «برای کنترلِ پرخوری باید تا گرسنگیِ شدید صبر کنم» غلط و پرخطر است؛ گرسنگیِ افراطی تقریباً همیشه به پرخوریِ بعدی دامن می‌زند. صبحانه و ناهارِ منظم، جلوی حمله‌ی شبانه به یخچال را می‌گیرد.
  3. سرِ میز بنشینید، نه جلوی تلویزیون. بشقابتان را سرِ سفره یا میز بخورید و صفحه‌نمایش را کنار بگذارید تا حافظه‌ی وعده مختل نشود.
  4. یک سهمِ مشخص بکشید و باقی را دور کنید. به‌جای خوردن از دیس یا مستقیم از بسته، سهمتان را در بشقاب بریزید و ظرفِ اصلی را از جلوی چشم بردارید.
  5. در مهمانی، آگاهانه انتخاب کنید. فشارِ تعارف و تنوعِ سفره پرخوری می‌سازد؛ به‌جای «کمی از همه»، چند مورد را که واقعاً دوستشان دارید انتخاب کنید و «نه، ممنون»ِ مؤدبانه را تمرین کنید — رد کردنِ استکانِ چندمِ چای و بشقابِ چندمِ شیرینی توهین نیست، یک انتخابِ سالم است.

اینجا لازم است یک نکته را از هم جدا کنیم: این توصیه‌ها درباره‌ی «چطور خوردن» است، نه «چه خوردن». کیفیتِ کلیِ رژیم البته مهم است و سازمان جهانی بهداشت (WHO) برای آن مرزهایی مثلِ کمتر از ده درصدِ انرژی از قندِ آزاد، کمتر از پنج گرم نمک در روز و دستِ‌کم ۴۰۰ گرم میوه و سبزی در روز را پیشنهاد می‌کند؛ اما آن ارقام درباره‌ی کیفیتِ غذاست، نه درباره‌ی سرعت و مقدارِ خوردن. این دو را با هم قاطی نکنید — می‌شود رژیمی کاملاً سالم داشت و باز هم به‌خاطرِ تند و حواس‌پرت خوردن، پرخوری کرد.

کجای پرخوری دیگر یک عادت نیست و باید سراغِ متخصص رفت

تا اینجا درباره‌ی پرخوریِ گاه‌به‌گاه و عادت‌های روزمره حرف زدیم، اما همه‌ی پرخوری‌ها در این قاب نمی‌گنجند. گاهی پای یک بیماریِ واقعی در میان است: «اختلالِ پرخوری» (BED) که شایع‌ترین اختلالِ خوردن هم هست. بر پایه‌ی راهنمای تشخیصیِ انجمن روان‌پزشکی آمریکا (DSM-5) و توضیحاتِ سرویس ملی سلامتِ بریتانیا (NHS)، وقتی دوره‌های مکررِ پرخوری همراه با احساسِ «ازدست‌دادنِ کنترل» و ناراحتیِ آشکار، دستِ‌کم هفته‌ای یک‌بار و به‌مدتِ سه ماه ادامه پیدا کند — بی‌آنکه فرد رفتارهای جبرانیِ منظم داشته باشد — دیگر با یک عادتِ ساده روبه‌رو نیستیم. این مرز را برای این آوردم که «پرخوریِ گاه‌به‌گاه» را از «بیماری» جدا کنید، نه اینکه خودتان را برچسب بزنید؛ تشخیصِ قطعی کارِ متخصص است، نه خودتشخیصی.

پس زمانِ مراجعه برای پرخوری کِی است؟ اگر هرکدام از این نشانه‌ها را در خودتان دیدید، بهتر است بدونِ معطلی با پزشک یا روان‌شناس مشورت کنید:

  • الگوی مکررِ پرخوری همراه با حسِ ازدست‌دادنِ کنترل، پنهان‌کاری در خوردن، و احساسِ گناه یا درماندگیِ پس از آن.
  • هر رفتارِ جبرانی برای «جبرانِ» آنچه خورده‌اید: استفراغِ عمدی، مصرفِ ملیّن یا داروی لاغری، ورزشِ افراطی یا روزه‌های طولانی؛ این‌ها پرچمِ قرمزِ جدی‌ترِ اختلالِ خوردن‌اند و هرچه زودتر باید بررسی شوند.
  • افکارِ آسیب به خود، افسردگی یا اضطرابِ همراه، یا کم و زیادشدنِ سریع و ناخواسته‌ی وزن؛ در صورتِ وجودِ افکارِ خودآسیبی، کمک باید فوری باشد.
  • پرخوری در بسترِ دیابت، بارداری، مصرفِ داروهایی مثلِ کورتون، یا در کودک و نوجوان و سالمند؛ پیش از هر تغییرِ جدی، اول نظرِ متخصص را بگیرید.

هیچ‌کدام از این‌ها برای ترساندن نیست؛ منظور فقط این است که خودمراقبتی و خودتشخیصی جای ارزیابیِ یک متخصص را نمی‌گیرد. اگر پرخوری زندگی و آرامشتان را مختل کرده، کمک‌گرفتن نه نشانه‌ی ضعف، که عاقلانه‌ترین قدم است.

در نهایت، غذا خوردن آگاهانه یک رژیمِ سخت‌گیرانه نیست؛ نوعی برگشتن به رابطه‌ی طبیعی‌ترِ ما با غذاست — آهسته‌تر، باحضورِ ذهن، و با گوش‌سپردن به همان سیگنالی که بدن از همان اول داشته اما ما در شلوغیِ روزمره صدایش را نمی‌شنویم. لازم نیست همه‌ی این تغییرها را یک‌شبه اجرا کنید؛ همین که از امشب یکی‌دو مورد را شروع کنید، کم‌کم حالِ سرِ سفره‌تان عوض می‌شود.

پرسش‌های پرتکرار

برای شروع، روزی چند بار غذا خوردن آگاهانه را تمرین کنم؟
برای بیشتر افراد، شروع با یک وعده یا یک میان‌وعده در روز عملی‌تر از تغییر همه وعده‌هاست. بهتر است دو هفته همین یک نوبت را ثابت نگه دارید و فقط بعد از آن، اگر برایتان راحت بود، وعده دیگری را اضافه کنید. اگر این تمرین باعث اضطراب، وسواس یا محدودکردن شدید غذا شد، آن را ادامه ندهید و با متخصص تغذیه یا سلامت روان مشورت کنید
آیا غذا خوردن آگاهانه می‌تواند جای کالری‌شماری را بگیرد؟
این دو یکی نیستند. کالری‌شماری روی مقدار انرژی غذا تمرکز دارد، اما غذا خوردن آگاهانه بیشتر به سرعت، توجه، حس گرسنگی و سیری و شرایط خوردن مربوط است. بعضی افراد از ترکیب ملایم این دو سود می‌برند، اما اگر شمردن کالری به وسواس، ترس از غذا یا حذف گروه‌های غذایی منجر شود، باید با متخصص مشورت کرد
برای کودک یا نوجوانی که تند غذا می‌خورد، چه روشی امن‌تر است؟
در کودک و نوجوان، بهتر است موضوع را به وزن، چاقی یا سرزنش ربط ندهید. وعده خانوادگی آرام، ظرف مناسب سن، خوردن بدون عجله و اجازه‌دادن به کودک برای تشخیص گرسنگی و سیری خودش معمولاً امن‌تر است. اگر پنهانی غذا خوردن، پرخوری‌های مکرر، افت خلق یا نگرانی شدید درباره بدن وجود دارد، ارزیابی پزشک یا روان‌شناس کودک لازم است
اگر به‌خاطر شیفت شب یا ساعت کاری نامنظم دیر غذا می‌خورم، چه کنم؟
در شیفت شب، هدف این نیست که حتماً یک الگوی ایده‌آل داشته باشید؛ هدف این است که غذا خوردن کاملاً اتفاقی و از سر خستگی نشود. پیش از شروع شیفت، یک وعده یا میان‌وعده مشخص آماده کنید و خوراکی‌های پرکالری را کنار دست و در دسترس دائمی نگذارید. اگر دیابت، بیماری گوارشی، بارداری یا داروی خاص دارید، زمان‌بندی وعده‌ها را با پزشک یا متخصص تغذیه هماهنگ کنید
اگر با آهسته خوردن مدام نگران «درست غذا خوردن» می‌شوم، طبیعی است؟
کمی توجه بیشتر در شروع طبیعی است، اما غذا خوردن آگاهانه نباید به کنترل سخت‌گیرانه یا ترس از هر لقمه تبدیل شود. اگر بعد از تمرین، اضطراب غذایی، احساس گناه، حذف وعده‌ها یا اشتغال ذهنی شدید با وزن و بدن بیشتر شد، این روش را ساده‌تر کنید یا موقتاً کنار بگذارید. در چنین شرایطی کمک گرفتن از روان‌شناس یا متخصص اختلالات خوردن انتخاب محتاطانه‌تری است

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ سلامتی شما
بازبینی محتواییبازبینی‌شده توسطِ تیمِ تحریریهٔ «سلامتی شما» بر پایهٔ منابعِ معتبرِ علمی

این مطلب بر پایهٔ منابع معتبر تهیه و پیش از انتشار توسط تیم بازبینی راستی‌آزمایی شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط